برچسب خسرو معصومی

بیرون از بهشت 1385

در روایتی پلیسی، مهندس کلامی، رئیس حفاظت منابع طبیعی به قتل می‌رسد؛ پس از آن سرگرد ابراهیم نامدار که در گذشته دوستی دیرینه‌ای با او داشته است، برای پیگیری این پرونده مأموریت یافته و در تحقیقاتش در می‌یابد که افراد باند مافیای زمین و درخت، در قتل کلامی دست داشته‌اند و...

جایی در درودست 1384

مدتي قبل در منطقه كجور مازندران، جسد يك جنگلبان در زير برف پيدا شده است. جنازه او را در كنار يك درخت قطع شده يافته اند و علت مرگ ضربات متعدد تبر بوده است. جواني به نام جمال به اين قتل اعتراف كرده، اما شواهد مي گويد كه او قاتل نيست. پاي يك عشق در ميان است؛ عشق جمال به دختري لال به نام نيالا، كه دختر يكي از قاچاقچيان چوب منطقه است و ...

غبار زمان 1389

داستان فیلم "غبار زمان" درباره دوران قبل از انقلاب است که دامپزشکی به روستای محرومی می‌رود و درگیر ماجراهایی می‌شود.

بچه های بهشت 1389

این مجموعه تلویزیونی که در مرکز سیمافیلم ساخته شده سرگذشت دو نوجوان دبیرستانی به نام‌های قاسم و مهران را در بستر انقلاب و تا سنین بزرگسالی روایت می‌کند که هر قسمت، ضمن حفظ استقلال، به روایت کلی داستان پیوند می‌خورد..

هزاران چشم 1380

این مجموعه داستان آقای راوندی (مهدی هاشمی) است که دبیر تحریریه یک مجله بوده و به‌واسطه شغلش و نامه‌هایی که مردم برای او می‌نویسند ارتباط تنگاتنگی با جامعه و مشکلات آن دارد. او هربار که نامه کسی را می‌خواند، خودش را در آن فضای تعریف شده می‌بیند، بنابراین سعی می‌کند به نوعی بر مشکلات پیش آمده فائق آید که در ادامه، حوادث طنزآمیزی به وجود می‌آید.

دوران سربی 1367

جان برار از راه تهيه و فروش زغال خرج خانواده را تأمين مي كند. او با اسبي كه از پسر عمويش كرايه كرده زغال ها را به شهر مي رساند. گوهر، همسر او، باردار است و احتياج به عمل سزارين دارد، او فرزندش، اسماعيل، را در روستا باقي مي گذارد تا از خانه و گاوشان مراقبت كند و خود با درشكه شبانه همسرش را به شهر مي برد. به نيت آن كه گاو را با اسب تاخت بزند، اسب را براي تأمين خرج عمل همسرش مي فروشد اما در روستا، موقعي كه اسماعيل در كلاس درس است، گاو طعمه ي خرس مي شود. جان برار به روستا بازمي گردد و با شكايت پسر عمويش به زندان مي افتد. با برخوردهاي كدخدامنشانه ي اهالي جان برار آزاد مي شود. با اين شرط كه بدهي اش را به اقساط بپردازد. جان برار كه به تنهايي توان خرج و دخل خانه را ندارد اسماعيل را از رفتن به مدرسه بازمي دارد تا به او در كارهايش كمك كند. اما پس از آن كه درمي يابد بازار فروش زغال رونقي ندارد، اسماعيل را به مدرسه مي فرستد و خود به عنوان كارگر فصلي راهي شهر مي شود.

سر و ته قضیه خرس‌سوزی

داستان «خرس» از پاییز 90 آغاز شد. «پرویز پرستویی» چند سالی بود که از سینما فاصله گرفته و در هیچ پروژه‌ای ظاهر نشده بود، تا اینکه رسانه‌ها در پاییز 90 خبر دادند پرستویی قرار است در جدیدترین ساخته «خسرو معصومی» علاوه بر بازی، در نقش سرمایه‌گذار نیز ظاهر شود؛ همین خبر کافی بود تا دامنه کنجکاوی‌ها نسبت به «خرس» بالا بگیرد. فیلم به جشنواره سی ام فجر رسید و در بخش رقابتی نمایش داده شد. در همان روزهای جشنواره بود که زمزمه توقیف فیلم به گوش رسید. معصومی که گویا این زمزمه‌ها به گوش او نیز رسیده بود، بلافاصله پس از جشنواره، قصد نمایش فیلم را داشت که متوجه شد آن حرف‌های درگوشی درست بوده است. به‌این‌ترتیب، «خرس» بدون هیچ دلیلی از همان سال 90 در محاق توقیف رفت.