578 روز انتظار 1390
در رابطه با عملیات بزرگ بیت المقدس و فتح خرمشهر است؛ در این فیلم قبل و زمان آزادسازی به تصویر کشیده شده است…
در رابطه با عملیات بزرگ بیت المقدس و فتح خرمشهر است؛ در این فیلم قبل و زمان آزادسازی به تصویر کشیده شده است…
ناصر خلاف كار خرده پايي است كه با دزديدن قالپاق و ضبط ماشين روزگار مي گذراند. او در يكي از همين سرقت ها در اتومبيلي را باز مي كند اما داوود را مي بيند كه در اتومبيل نشسته. آنها از ديدن هم جا مي خورند اما با رسيدن صاحب اصلي اتومبيل با هم فرار مي كنند و مشخص مي شود كه هر دو خلاف كار هستند. بحث هاي آنها براي تقسيم پول و قطعات اتومبيل مسروقه به جايي نمي رسد؛ پس با هم درگير مي شوند و داوود، ناصر را نقش زمين مي كند. ناصر از هوش مي رود و داوود كه دوستانش او را ديويد صدا مي زنند او را به خانه شان مي آورد. در خانه، خواهر داوود، فيروزه ناصر را مداوا مي كند و آنها به هم دل مي بازند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند اتومبيل را بفروشند. اما ناصر گواهينامه مالك اتومبيل را پيدا مي كند. داوود پي مي برد اتومبيل متعلق به مژگان است؛ دختر رييس شركتي كه سال ها پيش داوود در آنجا كار مي كرده و به او علاقه داشته. اما با به زندان افتادن داوود، مژگان هم ناپديد مي شود. او با موبايل مژگان تماس مي گيرد. مژگان از او مي خواهد اتومبيل را به او در شمال برساند. داوود و ناصر تصميم مي گيرند به شمال بروند و براي اينكه كسي به آنها شك نكند، فيروزه را هم همراه خود مي برند. علاقه ناصر به فيروزه باعث مي شود مادرش را هم با خود به سفر ببرد تا در راه با فيروزه آشنا شود. ولي مادر ناصر از ابتدا بناي ناسازگاري را با فيروزه مي گذارد. اين چهار نفر در حالي با هم به شمال مي روند كه جمشيد، آنها را در تمام اين مراحل تعقيب مي كند. او در تماس با فردي كه رييس صدايش مي زند، گزارش لحظه به لحظه را از اتومبيل به او مي دهد. آنها در هتلي اقامت مي كنند اما داوود و ناصر شب را در اتومبيل مي گذرانند. صبح در يك لحظه كه ناصر به هتل مي رود و داوود براي تماس گرفتن با مژگان از اتومبيل پياده مي شود، مادر ناصر و فيروزه براي گشت و گذار و خريد، اتومبيل را با خود مي برند. ناصر و داوود به تصور به سرقت رفتن ماشين با جمشيد كه در تعقيب آنها بوده، درگير مي شوند. رفتار تند مادر ناصر با فيروزه باعث به هم خوردن تمركز فيروزه و تصادف آنها مي شود. پليس در بررسي صحنه تصادف پي مي برد كه...
خسرو که 23 روز را بر پهنه دريا و دور از خانواده گذرانده است, با دنيايي از ابهام ها و مشغله هاي فکري که تمام مدت مثل خوره, ذهنش را اشغال کرد؛ وارد خانه اش در تهران مي شود. پس از ورود خسرو به خانه تمامي ذهنيت هايش عينيت مي يابند. او قادر به مقابله با مسائل پيش آمده نيست و ين موضوع؛ او را در موقعيت دشواري در برابر همسرش قرار مي دهد.
برف روی شیروانی داغ داستان پیرمرد شاعری (با بازی فرخ نعمتی) است که سالیان دراز اشعار زیادی را سروده و شاگردان و مریدان بسیاری نیز دارد. او می میرد و بعد از مرگ اش چند تا از شاگردان و اقوام اش در منزل مسکونی او گرد هم جمع می شوند. آدم های (با بازی آناهیتا نعمتی و کوروش تهامی) بد تصمیم می گیرند از شخصیت استاد بهره برداری سیاسی یا درآمد زایی کنند و آدم های خوب (امیرحسین آرمان و خاطره اسدی) مایلند مراسم خاکسپاری او همانطوری برگزار شود که خودش دوست داشته؛ بی سرو صدا. هر یک از آنها سعی می کنند تا روایات و خاطرات خود را از این شاعر تعریف کنند. هنگام تعریف این روایات و خاطرات است که با فلاش بک های متعددی به زندگی قبلی این شاعر پرداخته می شود و شخصیت شاعر برای مخاطب شناسانده می شود. تا اینکه سروکله ی برادرزاده ی خشن و لمپن استاد (با بازی شهاب حسینی) پیدا می شود. او با آدم بدها همراه می شود و تلاش می کند خوب ها را از میدان به در کند. و بعد حضور غیرمترقبه و ناگهانی همسر استاد (با بازی هنگامه قاضیانی) نقطه عطفی ایجاد می کند و...
امید به همراه همسرش آلا و آرش برادر همسرش در مهمانی حضور دارند. میترا همسر سابق امید با او تماس میگیرد و میگوید که به کمک امید احتیاج دارد. امید با او قرار میگذارد و اتفاقات بعدی رقم میخورد که همسرش در مراسم تولد چهار نفره مست میشود و چیزهایی که نباید بگوید را میگوید.
بازیگر فیلم سینمایی «سربه مهر» و «بشارت به شهروند هزاره سوم» موضوع این دو فیلم را جذاب و بکر دانست.
خاطره اسدی که بعد از مدتها با نمایش «آخرین سهشنبه سال» به عرصه بازیگری برگشته درباره کم کاریاش در این سالها میگوید:« متاسفانه همچنان نقش دخترهای 25 ساله به من پیشنهاد میشود، در حالیکه در آستانه 40 سالگی دیگر علاقهای به بازی در نقشهای این سن و سالی ندارم، ضمن اینکه دوست دارم در کاری حضور داشتهباشم که در ان حالم خوب باشد.»
خاطره اسدی که بعد از مدتی دوری از بازیگری فعالیت خود را در این عرصه با بازی در تئاتر«آخر سهشنبه سال» از سر گرفت ، این مسیر را با حضور در نمایش «جنون محض» ادامه داد و حالا هم نمایش «جیمی جامپ» به کارگردانی سیما تیرانداز را روی صحنه دارد.