بازگشت حمید گودرزی به تلویزیون با یک سریال پلیسی
حمید گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون بعد از گذشت 3 سال از آخرین حضورش در یک سریال ( بچه های نبستا بد ) در هفته نیروی انتظامی 95 با یک مجموعه پلیسی به قاب تلویزیون باز میگردد.
حمید گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون بعد از گذشت 3 سال از آخرین حضورش در یک سریال ( بچه های نبستا بد ) در هفته نیروی انتظامی 95 با یک مجموعه پلیسی به قاب تلویزیون باز میگردد.


از شب گذشته بعد از مصاحبه حمید گودرزی در برنامه دورهمی با مهران مدیری و صحبت های وی در خصوص سینما و وضعیت بازیگران و موضوع فیلمنامه فیلمهای سینمایی که این روزها ساخته می شود موجی عظیم از هواداران نوید محمدزاده نسبت به این ماجرا واکنش نشان دادند و بر این باور بودند که منظور اصلی حمید گودرزی شخص نوید محمدزاده و فیلم ابد و یک روز بود است.
سریال هاتف به کارگردانی داریوش یاری تولید خود را از مرداد ماه 96 آغاز کرده بود این روزها در حال فیلم برداری می باشد و مراحل ساخت خود را طی می کند تا برای پخش آماده گردد.
سریال پاهای بی قرار به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی ایرج محمدی این روزها تصویربردای اش را سپری می نماید تا به زودی برای پخش آماده گردد.
در این فیلم «فرشید کیانی» (مهدی ماهانی) یک «سایکوپات سادیستیک» جنون آدمکشی دارد. «شیرین» (شیلا خداداد) که از همسر اولش دختری به نام «نازنین» دارد به عقد «فرشید» در میآید، بیآن که از گذشته وی چیزی بداند. «فرشید» که دچار اختلال شخصیتی آنتی سوشیال (ضد اجتماعی) است. دکتر معالج «نازنین» (نیکی کریمی) را وحشیانه میکشد. «آرزو حکمی» (بهاره افشاری) که خواهرش به دست «فرشید» در گذشته به قتل رسیده میکوشد تا با همکاری خبرنگار روزنامه «خبر حوادث» (حمید گودرزی) و جلب حمایت سرهنگ اداره آگاهی (جمشید هاشمپور)، قاتل خواهرش را به دام اندازد. «فرشید»، «آرزو» را از سر راه برمیدارد اما خود به دست «شیرین» و «نازنین» کشته میشود.[۳]
داستان این فیلم درباره جواني به نام بهروز است كه دست به هر كاري مي زند شكست مي خورد. بهروز به جاي اينكه دليل ناكامي هايش را بيابد، فكر مي كند آدم بدشانسي است و چون بدشانسي هايش تداوم مي يابد، دست به خودكشي مي زند، اما چون تاريخ مصرف قرص هايي كه خورده گذشته بود نجات مي يابد. بهروز دوباره تصميم به خودكشي مي گيرد ولي اين بار يك رزيدنت جوان اعصاب و روان به نام پريسا او را نجات مي دهد و براي اينكه مانع خودكشي دوباره او شود قول مي دهد ديگر بدشانسي نياورد و حتي يك شانس خيلي بزرگ هم در انتظارش باشد. بهروز باور مي كند اما تهديد مي كند كه اگر چنين نشود خود را خواهد كشت و اين سرآغاز ماجراهاي جديدي است كه براي بهروز شكل مي گيرد.