برچسب حمید فرخ نژاد

چهارشنبه سوری 1384

آخرين سه شنبه سال است و شهر در حال و هواي شب عيد، شلوغ و پر سر و صدا. «روحي» براي كار به خانه خانواده اي از طبقه متوسط جامعه رفته و در طول روز با زندگي اين خانواده از نزديك آشنا شده و درگير ماجراهاي آنها مي شود و بدين ترتيب زندگي يك خانواده ايراني در روز چهارشنبه سوري، از صبح تا ديروقت شب، در بي اعتمادي و ناامني رواني، روايت مي شود.

هیهات 1394

این فیلم چهار اپیزودی با درون‌مایه‌ای مذهبی و اعتقادی، سعی در نمایش چهار گوشه از ارتباط مردمان معاصر با فرهنگ و منش عاشورایی دارد.

تب 1382

مهران، فرزند جوان خانواده اي مذهبي، به رغم مخالفت خانواده و به خصوص پدرش با ترانه كه به اصول اخلاقي خانواده پاي بند نيست، ازدواج كرده است. پدر مهران كه از سفر شمال بازگشته اعلام مي كند براي مداواي بيماري اش قصد سفر به خارج از كشور را دارد و با مهران كه براي خداحافظي نزد او آمده برخورد سردي مي كند و باز تذكر مي دهد كه ترانه همسر مناسب او نيست و تأكيد مي كند وصيت نامه اش را نوشته است. ترانه كه از وجود گاوصندوق پدر مهران در ويلاي شمال او خبر دارد، به نادر كه قبلاً با او رابطه داشته و آدم خلافكاري است و اينك با يك طراح لباس نامزد شده، پيشنهاد مي كند گاوصندوق را باز كنند و مهران را نيز راضي مي كند كه او به اين ترتيب سهم خودش را از ميراث پدر بردارد. مهران كه ابتدا با اين نقشه مخالف است، وقتي نسخه اي از وصيت نامه پدرش را مي بيند و درمي يابد كه از ارث محروم شده، رضايت مي دهد. ويلا سرايداري پير و كنجكاو دارد كه مانع كار آنهاست. از طرفي ديگر تلاش نادر براي بازكردن در گاوصندوق بي ثمر مي ماند و آنها به سراغ يك آهنگر مي روند. وقتي آهنگر پي به قضيه مي برد طلب سهم مي كند و بر اثر درگيري با مهران كشته مي شود و نادر و مهران جسدش را به دريا مي اندازند. نادر كه جريان سرقت را با دو نفر از دوستانش در ميان گذاشته و قصد داشته پس از باز كردن گاوصندوق به كمك آنها مهران و ترانه را قال بگذارد، با هم دستانش درگير مي شود. اين دو نفر، همه و از جمله دختر سرايدار را گروگان مي گيرند، اما پس از بازشدن گاوصندوق معلوم مي شود هيچ چيز در آن نيست. سرايدار با ديدن دوستان نادر گمان مي كند آنها دزدان گاوصندوق هستند. همسايه ها را خبر مي كند و آن دو فرار مي كنند. صبح روز بعد نادر به تنهايي به تهران مي رود و به نظر مي رسد مهران نيز ديگر تحمل زندگي با ترانه را ندارد، زيرا تنها كنار جاده به انتظار اتومبيل مي ايستد در حالي كه آن سوي جاده نيز ترانه كه حال طبيعي ندارد، ايستاده است.

شب واقعه 1387

چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...

تگزاس 1396

داستان این فیلم دربارهٔ دو دوست به نام بهرام (پژمان جمشیدی) و ساسان (سام درخشانی) است. ساسان در برزیل زندگی کرده و بهرام نیز می‌خواهد مقیم برزیل شود. برای همین تصمیم می‌گیرد سرپرستی یک کودک برزیلی که نام مادر آن لارا است را به عهده بگیرد که و در ازای آن به ساسان پول هنگفتی بدهد. برادر آلیس (نامزد ساسان(گابریلا پتری) به یک گنگستر بزرگ به نام کارلوس بدهکار است و در ازای پول می‌خواهد آلیس با آن ازدواج کند ساسان هم می‌خواهد پول بهرام را صرف بدهی همسر خود کند ولی بهرام پولی ندارد در همین حال بهرام در یک قرعه کشی پوشک بچه مبلغ یک میلیون دلار برنده می‌شود ولی چون به صورت اتفاقی پله ستاره فوتبال جهانی را می‌زند و فرار می‌کند تحت تعقیب پلیس برزیل و همین‌طور افراد کارلوس قرار می‌گیرد. افراد کارلوس آلیس را می‌گیرند و بهرام و ساسان برای نجات آلیس دست به دامن دایی هوشنگ یاکوزا یا هوشنگ شمشیری (حمید فرخ‌نژاد) می‌شوند در نهایت به جزیره تگزاس می‌روند تا آلیس را نجات دهند ولی خودشان هم گیر می‌افتند و دایی هوشنگ پلیس را خبر می‌کند و کارلوس را دستگیر می‌کنند و همگی تصمیم می‌گیرند به ایران بروند در نهایت بهرام جایزه بزرگ خود را می‌گیرد و با هم به ایران می‌روند بعد کارلوس تصمیم می‌گیرد که به دنبال آنها به تهران برود.

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.

حقیقت گمشده 1386

نگاهي به زندگي سه خانواده كه تقدير باعث روابطي بين آنها مي گردد.
ـ مسعود كيا، در تصادفي همسر و دو فرزند خود را از دست مي دهد.
ـ همسر ليلا، رضا مقدم سالها پس از جنگ، به خاطر جراحت هاي دوران جنگ شهيد مي شود و او را به همراه دختر شش ساله اش (ستاره) تنها مي گذارد.
ـ مريم، همسر پيمان انصاري كه دانشجوي رشته ي دكتري است و به تازگي ازدواج كرده اند، ناخواسته باردار مي شود.
نگاهي به اين سه زندگي كه تقدير اين شخصيتها را با هم درگير مي كند. آنها از هم تنفر پيدا كرده... و به هم عشق مي ورزند....

همبازی 1388

امین پسر ۴ ساله تنها فرزند خانواده برای داشتن همبازی در خانه از پدر و مادرش می‌خواهد که با آوردن نوزاد به جمع خانواده او را از تنهایی بیرون بیاورد اما پدر و مادر به علت مشکلات مالی نمی‌پذیرند. امین با اصرارهای فراوان آن‌ها را بر سر دوراهی قرار می‌دهد که بین آوردن نوزاد یا داشتن یک کره الاغ، یکی را انتخاب کند تا او در خانه همبازی داشته باشد! البته پس از تجربه مدت کوتاهی نگهداری از یک کره الاغ در آپارتمان، پدر و مادر خود را متفاعد به فرزندآوری می‎کند و فیلم با یک صحنه فوق‎العاده در همین زمینه به پایان می‎رسد.