عکس های بازیگران مرد ایرانی بهمن ماه 91
داستان فیلم درباره یک آتشکار ذوب آهن اصفهان است که چهار دختر دارد و زنش از او می خواهد که با انجام عمل وازکتومی (بستن لوله در مردان) جلوی زاد و ولد بيشتر را در خانواده بگيرد و تصميم گيری در اين مورد، مرد کارگر را دچار بحران می کند.
جواني بيست و چند ساله كه در آغاز جنگ همراه خانواده اش از آبادان مهاجرت كرده است، پس از پايان جنگ با پدرش به آبادان بازگشته و با ديدن شهر و خانه شان كه ويران شده، در بازگشت قطعي به شهر مردد است. طي روزهايي كه پدر براي ترميم خانه ويرانشان اقدام مي كند. جوان كه در كوچه هاي خالي شهر تنهاست به دوستان كودكيش و بازي و عشق ها و شيطنت هايشان مي انديشد. پيرمردان صبوري را ملاقات مي كند كه همه مصائب جنگ را تحمل كرده اند و در شهر مانده اند و بالاخره شاهد حقارتي مي شود كه مهاجران در شهرهاي ديگر برخود تحميل كرده اند. جوان بالاخره تصميم به بازگشت قطعي مي گيرد. در آبادان، از كودكان ديروز، آنها كه مانده اند، جوان و شكوفا شده اند و كودكان امروز ميان ويراني ها به بازي مي پردازند و زندگي همچنان ادامه دارد.
زن و شوهری جوان به نام مریم و سعید، با حداقل امکانات و درآمد هشت ماه اول زندگی را با سختی و بدون داشتن پشتوانه مالی میگذرانند. سعید به دنبال شغل مناسبی است، اما به مشكلاتی برمیخورد، تا این كه آشنایی او با مردی ثروتمند شرایط را تغییر میدهد.
پس از يك عمليات ايزايي، نيروهاي خسته دو جبهه نبرد از فرط تشنگي در هواي گرم و آفتاب سوزان با مرگ دست بگريبانند. اين در حاليست كه حوضچه آبي در بين آنها قرار گرفته است.
