مردی که لب نداشت 1393
داستان این فیلم درباره دختری عکاس برای پیدا کردن جنازه پدر شهیدش به جنوب کشور سفر میکند، اما در این سفر نشانههایی را با چشم خود میبیند و رفتارهایی از خود بروز میدهد که باعث میشود همراهانش فکر کنند دچار توهم شده است و … .
احمدزاده صاحب یک کارخانه است که در اثر یک بیماری راهی بیمارستان میشود؛ اما پزشکان برای معالجه او راه به جایی نمیبرند. سرانجام احمدزاده در پی خواب که دیده است به قطعه زمینی در کریم آباد علیا رفته و پس از چلهنشینی در آنجا بهبود مییابد. پس از این ماجرا، او در آن مکان ساختمانی به نام قطعه بهشت را بنا میکند تا مردم برای درمان به آنجا بیایند و . . .
داستان این فیلم درباره فرهاد از عکاسان زمان جنگ است که بعد از جنگ به فعالیت های اقتصادی روی آورده و با انجام زد و بندها و ورود به برخی فعالیت های نامشروع اقتصادی برای خودش ثروتی دست و پا می کند، اما در آخرین پروژه اقتصادی اش با سرمایه خود و مردم قطعاتی زمین در کربلا تهیه می کند و...
داستان «مثل یک پدر» در حال و هوای سال ۱۳۴۲ می گذرد و درباره شاگرد عکاسخانه ای است که بنابه شرایطی برای عکاسی از مردم وارد تظاهرات ۱۵ خرداد می شود و اما مسائلی برای او اتفاق می افتد که ماجرای این تله فیلم را می سازد.
موضوع این مجموعه دربارهٔ شخصیت سلیمان از بصره است که به عنوان فرستاده حسین بن علی قرار گرفته و همچنین یک سری حوادثی که در بصره اتفاق میافتد…
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…
داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع میشود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده میشود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام میکند.