برچسب حمید طاعتی

ستاره دنباله دار 1364

نوجوانی روستایی به نام محمد حسین، به جبهه می رود. او ماجراهایی را که روزهای پیش از انقلاب در روستا از سر گذرانده است تعریف می کند. محمد حسین پس از اطلاع از کشته شدن هم ولایتی اش،حاج ولی، به خط مقدم می شتابد، گروهی از سربازان دشمن را می کشد و یک تانک دشمن را نیز منهدم می کند.

آپارتمان 1371

یک پزشک و یک پرستار، علاوه بر آنکه در بیمارستان همکار هستند، در یک مجتمع مسکونی هم در همسایگی زندگی می‌کنند و اندکی بعد، تصمیم می‌گیرند با یکدیگر ازدواج کنند. در شب عروسی، داماد در مراسم حاضر نمی‌شود و این موضوع، علاوه بر نگرانی و اضطراب، زمینه‌ساز بروز اختلاف و سوءتفاهم میان دو خانواده نیز می‌گردد…

تصویر یک رویا 1375

جوانی به نام «مرتضی انصاریان» پس از ده سال تحصیل در انگلستان، به میهن باز می‌گردد تا در زمانِ انجام یک عمل جراحی حساس روی مادرش، بر بالین او حضور داشته باشد. از طرفی «پریسا» نیز در انتظار اوست تا هرچه زودتر شاهد پیوند زناشویی‌شان باشد، ولی اتفاقاتی رخ می‌دهد که مسیر زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد...

هنگامه 1383

این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه می‌پردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیت‌های مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا می‌پردازد.

ریشه در خون 1363

جواني به نام حجت، كه بر ضد قانون كاپيتولاسيو ن فعاليت مي كند، قرار است به همراه رسول از روستايي به روستاي ديگر منتقل شود. حجت در حمله مأموران كشته مي شود، اما قبل از مرگ كيف حامل اسناد خود را به رسول مي دهد تا به روستاي كلارآباد برساند، رسول، كه زخمي شده، به جنگل مي گريزد و در كلبه پيرمردي به نام شيرعلي، كه با نهضت جنگل مرتبط بوده است، پناه مي گيرد. مأموران راه كه مي خواهند براي راه سازي كلبه شيرعلي را ويران كنند به او بدگمان مي شوند و زير نظرش مي گيرند. شيرعلي رسول را ياري مي دهد تا فرار كند و خود با گلوله مأموران از پا درمي آيد .

اتوبوس 1364

اهالي يك روستا به دو گروه بالادهي و پايين دهي (حيدري ونعمتي) تقسيم شده اند. سركردة نعمتي ها نمكزار خود را به كدخدا، كه به دشمني و كينة بين دو گروه دامن مي زند مي فروشد و يك اتوبوس مستعمل مي خرد تا با آن مسافركشي كند. ورود اتوبوس به روستا كار گاريچي (مسافركش) حيدري ها را كساد مي كند و اختلاف ها بيش تر مي شود. در اين ميان كدخدا سركردة حيدري ها را ترغيب مي كند تا آسيابش را به او ــ كدخدا ــ بفروشد و اتوبوسي بخرد. كش مكش بيش از پيش بالا مي گيرد. وساطت ها و نصايح معلم روستا و ريش سفيد ده كارساز واقع نمي شود. كمبود مسافر و كسادي كار سبب مي شود كه اقساط اتوبوس نعمت خان عقب بيفتد، و هنگامي كه فروشندگان اتوبوس براي ضبط اتوبوس مستعمل پا به ده مي گذارند نعمت خان با چوب دستي به سراغ كدخدا مي رود و نمكزار خود را طلب مي كند. حيدرخان واهالي روستا نيز به تبع نعمت و در حمايت از او رو در روي كدخدا مي ايستند. كدخدا نمكزار و آسياب را پس مي دهد و عداوت كهنه با ازدواج دختر نعمت با پسر حيدر جاي خود را به دوستي مي دهد.

محموله 1366

علي دانش، باستان شناس وزارت فرهنگ و هنر در پي حفاري به مجموعه اي با قدمت سه هزار سال دست مي يابد كه ارزش هنگفتي را براي آن تعيين مي كنند. دانش موضوع كشف مجموعه را به اطلاع خبرنگاران جرايد مي رساند. رؤساي وزارت خانه كه درصدد تصاحب مجموعه هستند دانش را از بابت اطلاع دادن به جرايد شماتت مي كنند و براي فروش آن به چند نفر خارجي اقدام مي كنند. از سوي ديگر تيمسار عضدي كه اشياي عتيقه را در موزه شخصي اش جمع آوري مي كند و دلالي به نام نصرت نيز براي به چنگ آوردن مجموعه سر و دست مي شكنند. عضدي كه از ديگران صاحب نفوذتر است، به رغم تلاش دانش مجموعه را تصاحب مي كند. نصرت با حيله مجموعه را مي ربايد تا در معامله اي از نو به دست تيمسار عضدي برساند. تيمسار با نصرت وارد معامله مي شود، اما نصرت قبل از حضور در وعده گاه محل مجموعه را به مادرش اطلاع مي دهد تا در صورت خطر آن ها را در اختيار علي دانش قرار دهد. اشياي كشف شده به دست دانش مي افتد و او آن ها را در زير خاك مدفون مي كند تا از دست عضدي و دلال ها در امان بماند. عضدي كه همچنان خواهان دست يابي به مجموعه است دانش را از پا درمي آورد و خود به دست نصرت كشته مي شود.

گمشدگان 1366

شش مرد براي يافتن كار با لنج عازم كويت مي شوند. يك عتيقه چي كه صندوقي همراه دارد با آن ها همسفر است. ناخداي لنج به قصد ربودن صندوق، آن ها را در جزيره اي رها مي كند و مي گريزد. مسافران در تلاش براي خارج شدن از جزيره به قلعه اي باستاني مي رسند كه جنازه هايي در اطراف آن پراكنده است. عتيقه چي با اصرار براي يافتن گنج و همكاري سه تن از مسافران گنج را مي يابند. در درگيري بين آن ها تعدادي كشته مي شوند و گنج به قعر آب فرو مي رود. سه نفر باقي مانده با قايق جزيره را ترك مي كنند.