برچسب حمید طاعتی

اوینار 1370

تيواي بشير، قاطرچي پير كه آشنا به جاده هاي نرفته و پنهان است، اين بار اجير شده مرد زرگري است كه در اثر بمباران شيميايي نابينا شده است. زرگر به خاطر آنچه همراه خود دارد و نيز به خاطر عدم اطمينان به قاطرچي نگران است و اين نگراني با پيوستن عده اي ديگر از آسيب ديدگان فزوني مي گيرد و اين تازه آغاز سفري هولناك و ويرانگر است.

روز شیطان 1373

يكي از گروهك‌هاي سلطنت طلب در پاريس طرحي براي براندازي در دست اجرا دارد و از حمايت بعضي از صاحبان قدرت در آمريكا برخوردار است. مرحله اول اين طرح وارد كردن تدريجي قطعات يك بمب اتمي كوچك است. مرحله ديگر جاسازي آن در داخل يك چمدان است تا يك هفته قبل از بازديد نمايندگان آژانس بين المللي انرژي هسته‌اي از تأسيسات اتمي ايران، جنب استاديوم يكصدهزار نفري آزادي منفجر كرده و با اين كار حكومت ايران را متهم به زير پا گذاشتن قراردادهاي كنترل سلاح‌هاي هسته‌اي كنند. قطعات بمب به وسيله يازده نفر به صورت جداگانه و تحت پوشش وسايل معمولي مسافرين وارد كشور مي‌شود، اما با تصادفي كه براي يكي از حاملين بمب پيش مي‌آيد، قطعه‌اي از بمب به دست مأمورين وزارت اطلاعات مي‌افتد و...

عاشقانه 1374

غزال و آرش نامزدي رسمي خود را جشن گرفته اند، احد پدر غزال مباشر نادر است، نادر از انجام مراسم نامزدي ناراحت مي شود و از احد مي خواهد كه در مقابل چك ها و سفته هايي كه در دست نادر دارد نامزدي را به هم بزند و غزال را به مورد بهتر كه او معرفي مي كند بدهد. اما بعد احد مي فهمد كه مورد بهتر خود نادر است، در صورتي كه او همسر دارد احد عصباني مي شود و قبول نمي كند، اما نادر در برابر اجرا گذاشتن چك ها او را به زندان مي اندازد و ماشين او را هم ضبط مي كند، آرش از اين موضوع بسيار ناراحت مي شود و زمانيكه نادر براي انجام معامله اي به شمال رفته به ديدن او مي رود، آن ها با هم درگير مي شوند و رفيق نادر با استفاده از اين فرصت قصد كشتن نادر را دارد و در اين موقع آرش با دوست نادر درگير مي شود و بدين ترتيب نادر كه از كرده ي خود پشيمان شده ضمن عذر خواهي از آرش و غزال در مراسم عروسي آن ها شركت مي كند.