برچسب حمیدرضا یراقچیان

داستان شب 1374

داستان شب از چندین اپیزود به نام‌های برادر خواب، دخیل، شبحی در تاریکی ، بچه‌های دریا، ستاره خاموش، کودکی برای من ، قتل هرگز و .... تشکیل شده است. این سریال درباره داستان‌هایی است که بر اساس یک تلنگر، شخصیت اصلی سریال دچار تغییراتی می‌شود...

تعارض (ریست) 1398

شخصیت اصلی فیلم، احساس می‌کند که توسط دوربین‌های مداربسته تحت کنترل است و این حس به حدی است که او را به شک و تردید در مورد واقعیت اطرافش می‌کشاند. او معتقد است که یک نفر پشت تمام این دوربین‌ها نشسته و او را زیر نظر دارد. این احساس تشدید می‌شود و او را درگیر یک بحران روانی می‌کند. در نهایت، فیلم به بررسی این موضوع می‌پردازد که آیا این احساس کنترل شدن واقعی است یا زاییده ذهن اوست.

به نام گل سرخ 1386

داستان اين فيلم درباره دو جوان است كه درالمپياد شيمي درخارج از كشور عناويني را كسب كرده بودند. يكي از اين جوانان با بازي غزل صارمي براي ادامه تحصيل به خارج از كشور مي‌رود و جوان ديگر با بازي سام درخشاني به ايران مي‌آيد و در سازمان انرژي اتمي به توليد راديو دارو مشغول مي‌شود. اوج قصه زماني آغاز مي‌شود كه غزل صارمي به ايران مي‌آيد و مواجه اين دو جوان شكل مي‌گيرد.

پرونده باز است 1401

داستان فیلم پرونده باز است برگرفته از پرونده‌ای جنایی و پرحاشیه در دهه ۸۰ است. در این فیلم که فضای جنایی و ملتهب دارد، یک نوجوان ۱۵ ساله مرتکب قتل شده و حالا در انتظار حکم دادگاه است.

خانم بزرگ خواب می بیند 1387

پس از مرگ بزرگ خاندان ملک منصورها، تمامی ثروت باید بین ورثه ( بیژن و سحر) تقسیم شود، اما وکیل می‌گوید آنها باید پس از ازدواج به مدت سه ماه در خانه مرحومه زندگی کنند. چنانچه زندگی‌شان موفقیت آمیز بود ارث بین آنها تقسیم می‌شود و ...

یکی مثل من 1382

مریم (رزیتا غفاری) برای سروسامان دادن به زندگی خود و آینده فرزندی که در آستانه تولد است، تلاش می‌کند. او با همسرش محمود (مهدی میامی) زندگی می‌کند. محمود از راه‌های خلاف متعددی امرار معاش می‌کند. نارضایتی مریم از این وضع سبب می‌شود برای تغییر رفتار محمود تلاش کند[۳].

ما چند نفر 1385

سریال "ما چند نفر" ماجرای چند جوان را روایت می‌کند که با همدیگر یک شرکت نقشه‌کشی و طراحی را اداره می‌کنند. در این بین با خیانت یکی از دوستان شرکت منحل می‌شود و مهندس اصلی شرکت با باطل شدن مدرک مهندسی‌اش چاره‌ای نمی‌بیند جزء اینکه از کشور خارج شود که …

گارد ساحلی 1388

یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند. وقتی او را نمی‌یابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه می‌کنند و از آن لحظه به بعد پیگیری‌های استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع می‌شود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس می‌شود مشخص می‌شود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آن‌ها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بسته‌بندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آن‌ها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او می‌کنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بوده‌اند در جاده برگشت به تهران به دره‌ای پرتاب می‌کنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا می‌شود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته می‌شوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته می‌شود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.