برچسب حمیدرضا قربانی

ایستگاه اتمسفر 1395

فیلم «ایستگاه اتمسفر» روایت گر داستان زندگی زوج جوانی به اسم «مرجان» و «وحید» است که هشت ماهی میشود طلاق گرفته اند اما به دلایل خاصی مجبورند به زندگی در کنار هم ادامه دهند. در این میان مرجان که تصمیم به مهاجرت دارد، تمام تلاشش را برای گرفتن اقامت دائم کانادا میکند اما

درباره الی 1387

سه روز تعطيل است و چند خانواده جوان براي تفريح راهي شمال اند. آنها دانشجويان سابق دانشكده حقوق هستند. سپيده و همسرش امير يك دختر خردسال دارند. شهره و همسرش با دو فرزند خردسال شان هستند كه يكي از آنها آرش است. نازي و منوچهر نيز تازه ازدواج كرده اند. احمد نيز كه سالها در آلمان اقامت داشته و به تازگي از همسر آلماني اش جدا شده همراه آنهاست؛ به اضافه دختري به نام الي كه به دعوت سپيده همسفر اين گروه شده است. الي مربي مهد كودك دختر سپيده است و قصد سپيده از اين دعوت، آشنا كردن او با احمد به نيت ازدواج احتمالي آنهاست. آنها به ويلايي مي رسند كه سپيده از تهران رزرو كرده اما زن روستايي متولي آنجا مي گويد كه فقط يك شب مي توانند در ويلا بمانند، چون صاحب ويلا خواهد آمد و اين را پيشاپيش به سپيده نيز گفته بوده اما سپيده راستش را به جمع نگفته تا سفر به هم نخورد. در نهايت پيرزن ويلايي نيمه متروك را در ساحل در اختيار آنان مي گذارد كه فاقد بسياري امكانات از جمله تلفن است و به دليل آنتن ندادن موبايل آنها مجبورند چند بار براي تماس تلفني به خانه همان زن روستايي بروند. سپيده به دروغ به آن زن مي گويد كه احمد و الي تازه ازدواج كرده اند و به ماه عسل آمده اند. سرانجام و به اجبار، آنان با سرخوشي همان ويلا را آماده اقامت چند روزه شان مي كنند. الي هم به رغم حضور در ميان جمع،‌كم حرف تر است و در عين حال شاهد نگاه عاطفي احمد به او هستيم و الي هم بي ميل نيست. الي در تماس با مادر بيمار و پيرش در تهران اصرار دارد كه كسي نفهمد او به شمال آمده و قول مي دهد كه فردا برگردد. ضمن اينكه به مادرش هم مي گويد با همكارانش است. صبح فردا، الي قصد بازگشت به تهران را دارد اما...

دوباره زندگی 1397

مرد و زن ميانسالي قصد رفتن به خانه‌ سالمندان را دارند اما دست روزگار آن‌ها را مجبور به ادامه‌ زندگي در کنار يکديگر مي‌کند

خانه ای در خیابان چهل و یکم 1394

خانه‌ای در خیابان چهل و یکم، داستان دعوای دو برادر است که باعث قتل یکی از آنها می‌شود. این آغاز بحران است چون برادر قاتل می‌گریزد اما مادر، راضی‌اش می‌کند که خود را به دست قانون بسپارد. مادر این خانواده و دو عروسش که در سه طبقه یک خانه زندگی می‌کنند، سعی دارند هر کدام به تنهایی بار مشکلات پیش آمده در زندگی را به دوش بکشند و در این مسیر، ماجراهایی رخ می‌دهد که طی فیلم روایت می‌شود.

مهمترین نکات نشست‌های مطبوعاتی فیلم‌های روز نهم جشنواره فجر/ دوری از فرهادیسم!

فیلمبردار فیلم سینمایی «خانه ای در خیابان چهل و یکم» با اشاره به اینکه حمیدرضا قربانی می‌توانست مثل خیلی های دیگر به فرهادیسم بیافتد، گفت: با این همه او فیلم خودش را ساخته است!