برچسب حمیدرضا قربانی

مغز استخوان 1398

بهار با بازی پریناز ایزدیار پسرش (پیام بُداغی) دچار سرطان شده و دکترها همه راه‌ها رو رفتن و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف باقی نمونده و این در حالیه که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین بُداغی با بازی بابک حمیدیان زندگی میکنه از طرفی پدر پیام با بازی جوادعزتی به جرم قتل و تجاوز تا یکماه دیگه اعدام میشه بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشه علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدابشه تا بتونه با پدر پیام ازدواج کنه و …

سه ماهی 1392

فیلم «سه ماهی» داستان زنی به نام «الهام» است که مبتلا به عارضه مغزی است و او در پذیرش یا عدم پذیرش عمل جراحی مردد است.

قهرمان 1399

رحیم (امیر جدیدی) خطاط و نقاشی مطلّقه است که به علت عدم پرداخت بدهی‌اش به بهرام (محسن تنابنده) به زندان افتاده‌است. رحیم به مرخصی دو روزه‌ای می‌آید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با منشی کلینیک گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است.

فرخنده به رحیم می‌گوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کرده‌است و با فروش آن‌ها می‌تواند بدهی خود را به بهرام بدهد، اما رحیم می‌فهمد که پول سکه‌ها کافی نیست و بهرام تمام طلبش را می‌خواهد، زیرا آن پول برای جهیزیهٔ دخترش بوده‌است.

پس رحیم در سطح شهر اعلامیه پخش می‌کند تا صاحب کیف را پیدا کند. این کار رحیم، توجه تلویزیون و رسانه‌های مجازی را جلب می‌کند و مردم به رحیم لقب قهرمان را می‌دهند.

نفس گرم 1394

این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

بی صدا فریاد کن 1386

مرگ با قرص ‎های تقلبی «اکس» و «برنج» که هم بی‌فریاد است و هم بی‎صدا. فردی پس از انتقال به یک بیمارستان نظامی بر اثر مصرف قرص ‎های اکس می ‎میرد. سرهنگ باقری علت مرگ بیمار را جویا می‎شود و دکتر لیلا افخمی، افسر نیروی انتظامی در آن بیمارستان، گزارش خود را نسبت به تولید نادرست و بی ‎رویه ‎‏ی قرص‌های اکس و برنج در کشور ارائه می ‎کند و خود از سوی سرهنگ باقری مامور رسیدگی به این پرونده می ‎شود و …

پستچی سه بار در نمی زند 1387

این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.

آسمان محبوب 1388

آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعی‌اش درمی‌یابد مبتلا به تومور مغزی شده‌است. او تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ می‌دهد که باعث می‌شود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبه‌ای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در می‌آمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک، ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان، زندگی خود را مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج می‌شود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو می‌شود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.

جدایی نادر از سیمین 1389

سيمين (ليلا حاتمي) مي‌خواهد به‌همراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نمي‌خواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج مي‌بَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث مي‌شود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را در مورد حضانت فرزندش رد مي‌کند و مجبور مي‌شود به خانه پدرش برگردد.

ترمه تصميم مي‌گيرد پيش پدرش نادر بماند به اميد اينکه مادرش سيمين پيش آنها برگردد. نادر نمي‌تواند از عهده مراقبت از پدرش بربيايد؛ پس براي اين کار يک مستخدم به نام راضيه (ساره بيات) استخدام مي‌کند. اين زن جوان که باردار است اين کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسيني) قبول کرده‌است. يک روز نادر به خانه برمي‌گردد و پدرش را در حالي که دستش با روسري به تخت بسته شده و از روي تخت به زمين افتاده و تنها رهاشده مي‌بيند.

وقتي راضيه به خانه برمي‌گردد دعواي شديدي درمي‌گيرد که عواقب تراژيک آن نه‌تنها زندگي نادر را زير و رو مي‌کند، بلکه تصوير دخترش از او را دستخوش تغيير مي‌سازد. راضيه به‌دليل مرگ جنينش به بيمارستان منتقل مي‌شود. او و همسرش دليل مرگ جنين را هل داده شدن توسط نادر مي‌دانند و از نادر شکايت مي‌کنند و...