برچسب حسین یاری

ابرهای ارغوانی 1390

پروانه که دوست و همکلاسی احمد هست ، تصمیم میگیرد از خانواده اش در شهرستان جدا شده و به تهران بیاید و احمد هم در تهران به دنبال پیدا کردن پروانه و بازگرداندن او نزد خانواده اش هست اما...

گریز 1371

در پي اختلاف و جدالي كه بين دو گروه از قاچاقچيان مواد مخدر پيش مي آيد به پاسگاه مرزي اطلاع داده مي شود كه محموله اي از مواد مخدر در حال عبور از مركز كشور است. مأمورين وارد عمل مي شوند و قاچاقچيان با گرفتن يك گروگان به سمت مرز فرار مي كنند.

جای امن 1372

سعيد براي فيلمبرداري از تظاهرات هفده شهريور ماه 1357 به ميدان ژاله مي رود. همسرش فاطمه با يكي از بستگانش به نام مريم در تظاهرات شركت دارند. پس از درگيري و تيراندازي، سعيد زخمي مي شود و دوربينش را به فاطمه مي سپارد. ثابت پور، مأمور ساواك، كه شاهد ماجراست، براي به دست آوردن دوربين فاطمه را تعقيب مي كند، اما فاطمه به خانه اي پناه مي برد و دوربين را در آنجا امانت مي گذارد. به ثابت پور دستور داده مي شود كه همچنان پيگير ماجرا باشد و فيلم تظاهرات و كشتار را ضبط كند. سعيد در بيمارستان فوت مي كند و ثابت پور نيز كه جستجوهايش در بيمارستان بي نتيجه مانده است به بهشت زهرا مي رود. فاطمه و دوستش مريم كه شوهرش را در مبارزه ي ضد حكومتي از دست داده، دوربين را پس مي گيرند. ثابت پور به دليل ناتواني در انجام وظيفه خلع مقام مي شود، اما با گزارش يكي از مأموران به فاطمه و مريم مي رسد. او مريم را غافلگير مي كند و با شليك چند گلوله او را از پا در مي آورد و سرانجام فاطمه نيز ثابت پور را به قتل مي رساند.

حمله به اچ3 1373

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ - 3 موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه 15 فروردين 1360 هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ - 3 به پرواز درمي آيند.

دم صبح 1384

«منصور» که برای گشودن دروازه هایی تازه برای آینده و رفع تنگناهای مالی اش، در جستجوی شغل مناسبی به تهران آمده است، براثر اتفاق در منازعه ای درگیر و مرتکب قتل می شود. مطابق قانون، او محکوم به قصاص نفس است... منصور هیچ یار و آشنایی برای جلب رضایت والدین مقتول ندارد و در عین حال فاقد توان پرداخت دیه است، پس باید اعدام شود... در روز اعدام، منصور به پای چوبه دار آورده می شود، اما اولیای دم به علت فوت یکی از بستگانشان در مراسم حاضر نمی شوند و بدین ترتیب اعدام « منصور» به چهل روز بعد موکول می شود. در این چهل روز، «منصور» به تحلیل احوال خود می پردازد که نهایتاً به تجربه ی سلوک معنوی اش می انجامد...

عروس افغان 1382

قصه جواني افغاني به نام «گل محمد» است كه براي تهيه شير بهاي دختري كه سخت به او دلبسته است، به پاكستان مي رود و در آنجا به كارهاي مختلفي چون روزنامه فروشي، جاروكشي و... مشغول مي شود. گل محمد زماني به افغانستان بر مي گردد كه رژيم طالبان عوض شده و به او خبرمي دهند كه در غياب او، دختر مورد نظرش ازدواج كرده است. گل محمد غمگين و افسرده به خانه آنها مي رود، اما متوجه مي شود كه خواهر نامزدش ازدواج كرده و دختر مورد نظر او همچنان منتظر گل محمد است.

سرعت 1375

بهزاد شايقي قهرمان اتومبيلراني قبل از مسابقه ي اصلي رقيب خود را از دور مسابقه خارج مي كند و حالا شركت اتومبيلراني ايران خودرو براي روز مسابقه به يك راننده ي با سابقه نياز دارد به همين جهت حاج آقا افشار كه قبلاً در جبهه با قهرمان مسابقات رالي امير هاديان آشنا شده از او براي روز مسابقه دعوت مي كند اما امير هاديان قبول نمي كند چرا كه يكي از دوستان صميمي خود سعيد را به علت رفتن به مسابقه در جبهه از دست مي دهد و حالا ديگر حاضر به مسابقه دادن نيست، حاج آقا افشار با اصرار زياد و صحبت با امير هاديان به او مي گويد كه شركت در اين مسابقه افتخاري براي ايران محسوب مي شود و كمتر از جنگ در جبهه نيست و هاديان بالاخره قبول مي كند و با ماشين طراحي شده به نام ايران در مسابقه شركت مي كند و عليرغم توطئه هاي بهزاد براي باخت او، هاديان پيروز ميدان مي شود.