برچسب حسین پناهی

آرزوی بزرگ 1373

نويسنده‌اي با نام «بهروز بهروزان» پس از مدتي تلاش موفق مي‌شود فيلمنامه‌اي را كه نوشته است، به تصويب برساند. حالا گمان مي‌كند درهاي موفقيت به رويش باز شده و به همه آرزوهايش خواهد رسيد. و همسرش «رويا» را به اين اميد كه بزودي زندگي آن‌ها تغيير خواهد كرد، شادمان مي سازد. او به دفاتر مختلف و تهيه كنندگان متنوعي مراجعه مي‌كند، اما هر كدام از آن‌ها مي‌خواهند عقايد و سليقه‌هاي خود را وارد فيلمنامه‌ كنند كه او موافق نيست و اين مشكلاتي را براي او پيش مي‌آورد، اما نهايتاً پس از ماجراهاي بسيار، برد با او است و سرانجام زندگي او و همسرش شكل مي‌گيرد...

ارثیه 1367

مرد متمكني، كه از خصايل و رفتار دو فرزندش گلايه دارد، قبل از مرگ به آن ها مي گويد كه ثروتش را با گلدان عتيقه اي تعويض و در جايي پنهان كرده است و در صورتي كه رفتار هر يك از فرزندان نيكوتر باشد از طريق آدم هايي كه وكيل او هستند به وي تعلق مي گيرد. پس از مرگ پدر دو برادر به جاي عمل كردن به وصيت پدر مي كوشند يكديگر را از ميدان بدر كنند. آن ها عاقبت درمي يابند كه هدف پدر ترغيب كردن آن دو به راست كرداري بوده است.

بابا عزیز 1382

پيرمرد درويش عارفي به نام «بابا عزيز» در بيابان به سوي مقصدي در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه ي خود را كه دختربچه اي 7 ساله به نام «ايشتار» است به همراه دارد تا دستگير و راهنمايش باشد. ايشتار در طول راه، همواره سؤالهايي از بابا عزيز مي پرسد و بابا عزيز كه علي رغم نابينايي و كهنسالي كاملاً هوشيار است به سؤالات او پاسخ مي گويد. از خلال پرسش و پاسخ هاي بابا عزيز و ايشتار، فهميده مي شود كه بابا عزيز، به سمت يك گردهمايي مي رود كه نه او و نه هيچ كدام از شركت كنندگان گردهمايي، از مكان و زمان دقيق آن اطلاعي ندارند، گردهمايي بزرگ درويشان كه هر 6 سال يك بار برپا مي شود. در طول مسير، بارها، ايشتار از همراهي بابا عزيز خسته مي شود و حتي پيش مي آيد كه به دنبال كسي مي گردند كه ايشتار را برگرداند، ولي ايشتار تا پايان، بابا عزيز را همراهي مي كند. بابا عزيز براي ايشتار از سرگذشت شاهزاده اي مي گويد كه وقتي بابا عزيز كودك بود و همراه پدربزرگش به همين گردهمايي مي رفت، ‌با او مواجه شده بودند. شاهزاده اي كه اطرافيان خود را رها كرده و شب ها و روزهاي بسيار، در كنار يك بركه، با حقيقتي كه در آب بركه مي بيند ‌عاشقانه صحبت مي كند. (سرگذشت شاهزاده به وسيله تصوير بيان مي شود.) بابا عزيز و ايشتار به راه خود ادامه مي دهند و در اين امتداد، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند. آنها با زيد روبه رو مي شوند. مرد جواني ، كه در مسابقه ي قرائت قرآن برنده شده بوده است و به واسطه ي شركت در مسابقه قرآن در يك كشور خارجي، با حوادثي رو به رو شده كه او را هم در مسير گردهمايي درويشان قرار داده است. زيد مي خواهد در گردهمايي، شاعر درويشي را كه مجذوب شعرهايش است، پيدا كند. گوشه هايي از سرگذشت زيد به تصوير كشيده مي شود. آنها در ادامه ي راه با عثمان برخورد مي كنند و از طريق سرگذشت عثمان كه به تصوير كشيده مي شود با حسين و حسن آشنا مي شوند. سرگذشت عثمان (جوان فقير نامه بر) از رسيدن او براي مدتي كوتاه به آرزوهايش و بعد جداشدن و در حسرت آنها ماندن حكايت مي كند. آرزوهايي كه فقط مادي و دنيايي بوده اند. حسين شاگرد خوشنويس و دوست عثمان است، جوان آرمانگرايي كه نااميدانه در پي كمال است. حسن برادر دوقلوي حسين و از نظر اخلاقي در نقطه ي مقابل اوست. و گاه در حال عياشي ديده مي شود. بابا عزيز و ايشتار به راه خود ادامه و با نور رو به رو مي شوند. نور هم دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي درويشان است. شاهزاده، زيد،‌ نور، حسن، حسين و عثمان كه بخش هايي از سرگذشت هايشان به تصوير كشيده شده، هر كدام با حوادثي، با گردهمايي درويشان ارتباط پيدا كرده و در پي رسيدن به آنند. مشخص نيست از تمام آنهايي كه در تكاپو براي رسيدن به گردهمايي بودند، كدام يك در آنجا حضور دارند. حلقه ي درويشان در حال چرخيدنند. گويي اين حركت، آنها را به سوي ستارگان مي برد.

ژاله علو از سال‌ها تجربه در بازیگری و گویندگی می‌گوید

به گزارش فیلم نیوز، ژاله علو گوینده و بازیگر پیشکسوت سینمای ایران در مصاحبه تصویری با آرته باکس درباره نقش ماندگار «خاله لیلا» در مجموعه تلویزیونی «روزی روزگاری» گفت: سریال «روزی روزگاری» و نقشی که به من در این سریال…

پناهی: پلنگ صورتی آن روی سکه اسکندر، مارگارت تاچر و سارتر است

ششم شهریور مصادف با سالروز تولد زنده‌یاد حسین پناهی بود، نویسنده، شاعر و بازیگر مطرحی که هنوز هم بعد از گذشت هجده سال از درگذشتش در ذهن‌ها باقی مانده و آثارش کماکان علاقه‌مندان بسیاری دارد. او آدم خاص و متفاوتی بود طوریکه معتقد بود پلنگ صورتی آن روی سکه اسکندر و ساتر است.

حسین پناهی هنوز خوانده می‌شود

کهگیلویه‌وبویراحمد- حسین پناهی، نویسنده، شاعر و هنرمند برخاسته از کهگیلویه و بویراحمد با وجود گذشت سال‌ها از درگذشتش همچنان در حافظه ادبی مخاطبان حضور دارد. پژوهشگران و نویسندگان، آثار او را فراتر از شعر و نمایشنامه، بازتابی از جهان‌بینی فلسفی، زیست‌بوم جنوب زاگرس و نگاهی متفاوت به انسان و زندگی می‌دانند؛ میراثی که هنوز خوانده، پژوهش و بازتفسیر می‌شود.