برچسب حسین پناهی

کوچک جنگلی 1368

مبارزهٔ میرزا کوچک خان در کنار دکتر حشمت، خالو قربان و دیگر یارانشان بر ضد دولت مرکزی مقارن است با جنگ جهانی دوم. لشکری از پایتخت برای در هم کوبیدن نهضت جنگلیان گسیل می شود و میرزا دستور عقب نشینی می دهد. گروهی از اعضای نهضت فرمان را با اکراه گردن می گذارند و از صحنهٔ نبرد عقب می نشیند؛ گروهی دیگر، از جمله دکتر حشمت و یارانش تسلیم و سپس اعدام می شوند. میرزا به همراه دو تن از یارانش به قصد مهاجرت به طرف مرز اتحاد شوروی حرکت می کند. یکی از همراهان میرزا دستگیر می شود، اما خود او جان سالم از مهلکه بدر می برد

گرگ ها 1365

داستان «گرگ‌ها» از محکومیت مردی به نام «صفدر آهنگر» شروع می‌شود که محکوم به اعدام شده‌است و حکیم شهر که مردی متقی و پرهیزگار است، به سبب این حکم به مقابله با حاکمیت وقت برمی‌خیزد و در نهایت نهضتی که برپا می‌شود سبب‌ساز سقوط حکومت و آزادسازی زندانیان می‌شود. هرچند ماجراها و وقایع این مجموعه تلویزیونی بسیار نمادین بوده، اما سعی شده از این طریق مفاهیمی مانند: انقلاب، عشق، ظلم‌ستیزی، رشوه‌خواری و دیگر مسائل دوره‌های مختلف این کشور کهن به تصویر کشیده شود.

طبل توخالی 1362

در توطئه‌ای به منظور براندازی نظام جمهوری اسلامی، یکی از عوامل رژیم گذشته به کمک شخصی که شباهت ظاهری زیادی به محمدرضا پهلوی دارد، مرگ شاه را تکذیب کرده و شایعهٔ بازگشت او را پخش می‌کند. عوامل بیگانه نیز به کمک او می‌شتابند، اما دست اندرکاران توطئه، یکدیگر را نیز به بازی می‌گیرند تا آنکه سرانجام رازشان فاش و همگی دستگیر می‌شوند.

رعنا 1367

رعنا، دختر مردی به نام سنایی، از صابون‌پزهای قدیمی تهران است. پس از چندی دانایی که دبیر آموزش و پرورش است به خواستگاری رعنا آمده و با وجود مخالفت‌های منصور (برادر رعنا) با او ازدواج می‌کند. اما پس از گذشت مدتی دانایی به خاطر شرکت در فعالیت‌های سیاسی دستگیر و روانه زندان و کشته می‌شود. پس از سال‌ها پسر رعنا که به شدت در حال مبارزه با رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ است، در یک درگیری خیابانی مفقود می‌شود. رعنا و دخترش به دنبال یافتن او هستند که ماجراهایی از گذشته دوباره زنده می‌گردد.

شاخه طوبی 1367

این برنامه از قسمت‌های گوناگون، شامل «خواندن قطعات کوتاه ادبی از متون کهن پارسی»، «شعرخوانی» (با صدا و اجرای غلامعلی امیرنوری)، «موسیقی سنتی»، «پخش تصاویر آثار هنری نظیر نقاشی و خطاطی و منبت‌کاری» و «بخش‌های نمایشی کوتاه» تشکیل شده بود.

دزدان مادربزرگ 1374

در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی می‌کند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گران‌بها که تصور می‌کنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود می‌برند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی می‌کند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم می‌زند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل می‌دهند.[۱]