ماه نشان 1396
فیلم درباره دو دوست به نامهای یونس و احمد است که هر دو کارگر ساختمانی نیمهکارهاند. در این بین یکی از آنها در شرایط مالی بدی قرار میگیرد و برای تأمین هزینههای درمان مادرش مجبور به دزدی تابلو فرش میشود که ...
فیلم درباره دو دوست به نامهای یونس و احمد است که هر دو کارگر ساختمانی نیمهکارهاند. در این بین یکی از آنها در شرایط مالی بدی قرار میگیرد و برای تأمین هزینههای درمان مادرش مجبور به دزدی تابلو فرش میشود که ...
دوستان خوب داستان دو نوجوان است كه برای رفتن به مدرسه شبانه روزی با یكدیگر رقابت میكنند و رقابت آنها سبب میشود كسی كه استحقاق بیشتری برای تحصیل در مدرسه شبانهروزی دارد، به نتیجه نرسد.
مجموعه تلویزیونی گذر از رنجها، قصه زندگی بانویی به اسم دنیا را از هنگام میلاد تا درگذشت حکایت میکند. این مجموعه درام تاریخی است و در آن داستان زندگی دنیا از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۹ به نمایش درآمده است. در این داستان به تغییرات سیاسی ایران هم توجه گردیده است. قهرمان قصه مجموعه «گذر از رنجها» یک زن است که با رنجهای زندگی مقابله میکند. در این مجموعه به ماجراهای خانها و رعیتها توجه میشود و اینکه چنین رویدادهایی باعث شد تا آگاهی مردم نسبت به مشکلات روز بیشتر گردد.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
مجری برنامهٔ رادیویی راه شب (ناصر ممدوح)، به واسطه تماسهای تلفنی مخاطبان برنامه با او، بتدریج به زندگی آنها وارد شده و سعی میکند به نوعی حلال مشکلات هر یک از آنها باشد.
سریال داستان چند جوان را روایت میکند که برای اجرای تئاتر عازم مناطق جنگی هستند و در منطقه نیروهای دشمن یکی از این جوانان با نام گرزین بهگزين با بازی مجید صالحی را با فرمانده مقر اشتباه میگیرند.
مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک دیلمان گیلان زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی میکند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمیدهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی میکند. پدر گلرخ که بیمار بوده، به ازدواج رضایت داده و سپس جان میسپارد. گلرخ پس از ازدواج به مرتضی پیشنهاد میکند که درس بخواند، مرتضی نیز به رشته پزشکی علاقه داشته و در پزشکی دانشگاه تهران بالاترین رتبه را به دست میآورد؛ پس مجبور میشود تا هفت سال در تهران درس خوانده و گاهی به خانه خود بازگردد، گلرخ پس از مدتی صاحب پسری به نام علی میشود، مرتضی نیز با دختری بنام مینا نادری در تهران آشنا میشود…
سعید کارگردان شناختهشدهای است که بیشتر در سبک فیلمهای مستند کار میکند. او پیش از این سابقه حضور در جبهه را داشته است و در دوران جنگ نامهای مینویسد و در آن نامه اعترافی میکند.
حالا پس از سالها این نامه پیدا شده است و با آمدن آن نامه ماجراهایی اتفاق میافتد و زندگیاش دستخوش تغییرات زیادی میشود و حالا سعید تلاش میکند اشتباه گذشتهاش را بهگونهای جبران کند.