مثل یک پدر 1393
داستان «مثل یک پدر» در حال و هوای سال ۱۳۴۲ می گذرد و درباره شاگرد عکاسخانه ای است که بنابه شرایطی برای عکاسی از مردم وارد تظاهرات ۱۵ خرداد می شود و اما مسائلی برای او اتفاق می افتد که ماجرای این تله فیلم را می سازد.
داستان «مثل یک پدر» در حال و هوای سال ۱۳۴۲ می گذرد و درباره شاگرد عکاسخانه ای است که بنابه شرایطی برای عکاسی از مردم وارد تظاهرات ۱۵ خرداد می شود و اما مسائلی برای او اتفاق می افتد که ماجرای این تله فیلم را می سازد.
داستان این سریال دربارهٔ یک افسر نیروی انتظامی (با بازی سیروس گرجستانی) است که در شرف بازنشستگی مأمور میشود که مجرمی (با بازی محسن تنابنده) را دستگیر و تحویل بدهد. اما مجرم فرار میکند و این تعقیب و گریزها، با مضمون طنز در این سریال به تصویر کشیده خواهد شد.
" از میان سایه ها" داستان زنی به نام مهگل است که با گذشتهای سراسر بیم و امید، به زندگی امروز و همسرش کیوان علاقمند است، اما فراز و نشیبهایی که در بطن روزمرگیها و زندگی معمولی مهگل پنهان است سبب شده تا علیرغم تلاشهای کیوان، راه و نشانی خوشبختی را فراموش کند.
داستان هم از جایی شروع میشود که آقای گلشهر یک مسافرخانه قدیمی را که حالا به یک ساختمان متروکه و دورافتاده در گوشهای از شهر تبدیل شده، بازسازی میکند و آن را به مهمانخانهای مجلل تبدیل میکند و خودش هم در آن مشغول به کار میشود. حضور آدمهای مختلف در این مهمانخانه این شرایط را فراهم میکند که آدمهای مختلفی با حضور در آن، داستانهای مختلفی را رقم بزنند که موضوع بیشترشان حول مضامین اجتماعی میگردد
این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ تعدادی دانش آموز است که در مدرسه راهنمایی «همت» بهطور شبانهروزی تحصیل و زندگی میکنند هر بار با ماجرایی تازه روبرو میشوند.
این سریال به صورت اپیزودیک خواهد بود و قرار است بخشی از آن داستان یک تاکسی اینترنتی و قصه هایی که راننده این تاکسی در پیرامون خود تجربه می کند، باشد.
سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداختهاست. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شدهاست. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان میشود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرطهایی برای ازدواج احسان و سحر میگذارد که تن هر بیدی را میلرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمیلرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی میافتد که نباید بیافتد…
"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران میآید، تقدیر به گونهای رقم میخورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...