برچسب حسین سلیمانی

پنج کیلومتر تا بهشت 1390

امیرحسین مدیر یک شرکت پخش دارویی است که متعلق به همایون فرزین می‌باشد. امیرحسین از کودکی در خانه همایون فرزین بزرگ شده‌است و عاشق آیدا دختر فرزین است. پسر فرزین که از امیرحسین کینه به دل دارد و رابطه‌اش با پدرش خوب نیست و به کمک دوستانش از شرکت پدرش دزدی می‌کند که در حین آن امیرحسین سر می‌رسد و با ضربه دزدان به کما می‌رود و سعی می‌کنند جسد او را در مکانی دور از بین ببرند. شواهد و مدارک دزدی علیه امیرحسین گواهی می‌دهد. اما روح او که اکنون از جسمش جدا شده با حضور در رویاهای آیدا، دختر فرزین و معشوقه خودش سعی می‌کند آنان را مطلع سازد که در گندمزاری در ۵ کیلومتری بهشت زهرا در حال مرگ است، نهایتاً امیرحسین با کمک روح دختری به نام مینا که در حال زندگی نباتی است، آیدا را از محل جسدش باخبر می‌سازد و با انتقال به بیمارستان نجات می‌یابد. در این میان همایون فرزین پدر آیدا نیز بر اثر سکته قلبی می‌میرد و روحش آیدا و همسرش را به امیرحسین می‌سپارد. امیرحسین هم پس از آن که بهبود می‌یابد نزد والدین مینا رفته و با دادن نشانی‌هایی از او آنان را قانع می‌کند که اعضای بدن دخترشان را که خودکشی کرده‌است، اهدا کنند.مینا نیز که شاد است به خواب امیرحسین آمده و از او تشکر می‌کند.

سرود خاک 1392

گروهى از نوجوانان با ابلاغ آموزش و پرورش براى اعزام گروه هاى سرود برتر دانش آموزى به جبهه و دادن روحیه به رزمنده ها خود را براى رفتن به منطقه آماده مى کنند؛ اما گرفتن رضایت نامه از پدر و مادر به عنوان شرط لازم رفتن به منطقه براى آنها مشکل ساز مى شود. بین آنهایى که موفق به گرفتن رضایت نامه مى شوند و آنهایى که نمى شوند، دودستگى پیش مى آید و بالاخره گروهى از آنها عازم جبهه مى شوند. در آنجا نیز با مشکلات فراوانى روبه رو مى شوند و حتى با عبور از میدان مین خودشان را به رزمنده ها مى رسانند اما متوجه مى شوند که...

دسته دختران 1400

در بحبوحه‌ی حمله‌ی عراق به خرمشهر و کمبود سلاح و مهمات، تعدادی زن گروهی را تشکیل می‌دهند تا خود را به دژ ارتش برسانند و از آنجا اسلحه و ادوات جنگی به داخل شهر بیاورند.

همه بچه های من 1387

داستان زندگی زن میان‌سالی‌است با بازی مهرانه مهین ترابی، که استاد دانشگاه است و زندگی حرفه ای موفقی دارد ولی علی‌رغم مجرد بودنش برای همه فرزندان خواهران و برادران و حتی پسر همسایه حکم مادری مهربان را دارد.

87 متر 1396

داستان این سریال به اختلاف و درگیری دو خانواده خلیلی و پوردورانی بر سر مالکیت یک منزل برمی‌گردد. علیرضا پوردورانی به همراه همسر، دو دختر و پسرش، خانه‌ای را از یک فروشنده به نام فرج ناصری خریداری می‌کنند. اما روز اسباب‌کشی متوجه می‌شوند که خانه به فرد دیگری به نام محسن خلیلی فروخته شده است.

محسن به همراه پسر، همسر و دو دخترش صبح زودتر از پوردورانی‌ها به خانه رسیده‌اند و وسایل‌شان را در خانه گذاشته‌اند اما با رسیدن خانواده پوردورانی، ماجرای کلاهبرداری مشخص می‌شود.

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…

کمین 1379

زهره به همراه فرزند خردسالش، به محله ای جدید می‌رود. در این محله با چندین خانواده آشنا می شودکه هرکدام درگیری‌ها ومشکلات خاص خودرا دارند. زن در جستجوی مردی به این محله آمده که عامل تباهی زندگی و ویرانی کانون خانواده اش بوده واو را در شرایطی می‌یابد که آشوب وفتنه دیگری را درخانه ای دیگر تدارک می‌بیند