برچسب حسن پورشیرازی

درباره سریال «بدنام» که نمایشگاهی پر از ضعف‌ اما پربیننده است/ بدنامی بهتر از گمنامی؟!

سریال «بدنام» را می‌توان یکی از ضعیف‌ترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نام‌های شناخته‌شده و فرمولی امتحان ‌پس‌داده برای جذب مخاطب، در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و اجرا با ضعف‌های آشکاری روبه‌رو است.

خط فرضی 1398

سارا به همراه همسرش حامد و دختر خردسالشان به یک عروسی در شمال ایران دعوت شده‌اند، اما حامد به دلیل مشکلات کاری نمی‌تواند به این سفر برود و این سرآغاز اتفاقی است که زندگی سارا را دگرگون می‌کند.

بانویی دیگر 1383

" سعید درخشان "و همسرش " مهری صالحی " ، زوج خوشبخت و روشنفکری هستند که در دفتر نشریه ای مدافع حقوق زنان، فعالیت می کنند. سعید درخشان ظاهراً تنها مرد نویسنده در این موسسه است و مهم ترین دلیل این امر آنست که او مدافع سرسخت حقوق زنان است و قصد دارد کتابی در این زمینه بنویسد .

مهری صالحی همسر سعید درخشان ، معرف چهره یک زن فداکار و مهربان است که علاقه شدیدی به همسرش دارد. مهری و سعید با گذشت 12 سال از ازدواجشان ، بچه دار نمی شوند ولی این دو به حدی در تفاهم و همفکری با یکدیگر به سر می برند که به هیچ وجه نسبت به موضوع بچه دار نشدن معترض نیستند و از این بابت کمبودی را در زندگی خود حس نمی کنند.

کارکنان دفتر نشریه « بانوی اول» مشتمل بر افرادی هستند که هر یک از آنها نمایانگر یک چهره خاص با الگوهای عمل و ارزش ها و رفتارهای مخصوص به خود می باشند و هر کدام از آنها به نوعی با مهری و سعید ( زوج قهرمان داستان ) در ارتباط هستند.

در رأس این پرسنل ، خانم صابری مدیر مسئول نشریه« بانوی اول »، قرار دارد که به نوعی بالاترین رده پستی و مسئولیتی را در نشریه بر عهده دارد. او از مدافعین سرسخت حقوق زنان است و شدیداً معتقد است که به هیچ مردی باج نمی دهد. زنی جدی و ظاهراً قدرتمند که از هیچ مردی نمی ترسد و سعید درخشان را به عنوان مردی خوش فکر قبول دارد و زوج« درخشان- صالحی » را الگویی برای کل موسسه می داند. در ضمن او مدتی است که با همسرش متارکه کرده و پویان تنها فرزند او در بیشتر مواقع در کنار اوست.

شیرین ستوده ، عکاس مجله است که همسرش فوت شده و قصد ازدواج با دوست شوهر فوت شده اش را دارد اما بعد از مدتی متوجه می شود این خواستگار قصد سوءاستفاده از او را داشته ، به همین جهت با خشم و ناراحتی فراوان از او می گریزد و چون مهری صالحی نزدیکترین دوست اوست ، مشکلات و مصیبت های خود را به عنوان یک زن بیوه نزد وی بازگو می کند.

آرایشگاه زیبا 1369

اسد خمارلو آرایشگری است که با آن که سن بالایی دارد، هنوز ازدواج نکرده و همین امر منجر به این می‌شود که هرکدام از دوستانش، شخصی را برای ازدواج، به او معرفی کنند. این قضیه تا جایی پیش می‌رود که پسر خسته شده و سعی می‌کند به زندگی خود سر و سامانی بدهد. در هر قسمت از داستان، پسر به همراه مادر و خواهرش به خواستگاری می‌رود ولی هیچ‌یک سودی ندارد تا این‌که با خانمی آشنا می‌شود.

آخرین مجلس ذبح اسماعیل 1384

این فیلم درمورد شخصیتی به نام هادی است که در حین فیلمبرداری آسیب دیده و نمی‌تواند نقش خود را که یک رزمنده است و در هنگام اجرای تعزیه با پدرش شهید می‌شود را اجرا کند وکارگردان به دنبال یک بازیگر جایگزین می‌گردد و از طریق جوانی به‌نام رامین با شخصی به نام محمود آشنا می‌شود که شباهت زیادی به هادی دارد اما وی قبلا معتاد بوده و خانواده‌اش را اذیت کرده و اکنون که پسرش بیمار شده و در بیمارستان بستری است نذر می‌کند این نقش را ایفا کند و موفق هم می‌شود و پسرش نیز بهبود می‌یابد

قلب 1384

سریال "قلب" داستان جوانی را روایت می کند که به هرطریق قصد خروج از کشور را دارد.اما در راه این اقدام جوان به طور مرتب موانع مختلفی ایجاد می شود. این مساله باعث می شود تا جوان در راهی بیفتد که او را با جوانانی فداکار آشنا می کند و در وجود او باعث ایجاد تحول می شود.

نرگس 1385

نرگس و نسرین دو خواهرند که پدرشان را از دست داده و با مادرشان زندگی می‌کنند. نسرین دختر ناسازگاری است که قصد ازدواج با بهروز را دارد. شوکت پدر بهروز مردی ثروتمند و زورگو است و مخالف ازدواج. بهروز و نسرین در ایران با تمام مشکلات و موانع ازدواج می‌کنند و با مشکلات بسیاری که شوکت برای آن‌ها ایجاد کرده روبرو می‌شوند. نرگس که از ابتدا مخالف ازدواج نسرین با بهروز است در مقابل شوکت و خانواده‌اش بسیار مقاومت می‌کند و شوکت نیز برای تلافی، مشکلات زیادی برای نامزد نرگس، احسان ایجاد می‌کند و به بهانه برقراری روابط تجاری با برادرش بهروز را به خارج از کشور می‌فرستد. بهروز نسرین را طلاق می‌دهد و با دخترعمویش در خارج از کشور ازدواج می‌کند و نسرین به تنهایی دخترش بهار را بزرگ می‌کند. بعد از چند سال بهروز به ایران برمی‌گردد و به اصرار خانواده‌اش به دیدن نسرین و بهار می‌رود. شوکت وقتی می‌فهمد بهروز از دختر عمویش به علت انحرافات اخلاقی وی جدا شده و احتمالاً مبتلا به ایدز است سکته می‌کند و فلج می‌شود. بهروز بعد از اطمینان از سلامتی جسمی‌اش تصمیم به شروع زندگی جدیدی با نسرین می‌گیرد. نرگس هم با احسان ازدواج می‌کند و بهروز و نسرین آن آدم‌های بی تجربه سابق نیستند.

دوباره زندگی 1383

این مجموعه داستان زندگی دو خواهر دوقلو است که در کودکی از هم جدا شده‌اند و یکی در خانواده‌ای مذهبی و دیگری در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شده‌اند. این دو خواهر در سن پیری همدیگر را پیدا می‌کنند، خواهر ثروتمند دامادی دارد که می‌خواهد تمام ثروت مادر زنش را بالا بکشد، در این میان خواهر دو قلویش متوجه می‌شود و…