یک اشتباه ساده 1385
فيلم ماجراي يك معلم و كلاس درس را به تصوير ميكشد و اين كه چگونه اين معلم به روستا كشيده است.
فيلم ماجراي يك معلم و كلاس درس را به تصوير ميكشد و اين كه چگونه اين معلم به روستا كشيده است.
جوانی اهلِ جنوبِ شهرِ تهران- به نامِ «علا» (احسان بذلی) از گذشتهای نَهچندان دور زخمی بزرگ و شخصی را با خود یدک میکِشد؛ زخمی که همراه است با یک آبروریزی و سرشکستگیِ بزرگِ خانوادگی. «علا» و مادرش (شیرین آقاکاشی) و نیز خواهرِ کوچکترش «نگار» (ترمه فرحمرزی) زیرِ یوغِ «جاوید» (حسن پورشیرازی)- عموی گاراژدارِ «علا» زندگیِ نَهچندان راحتی را سپری میکنند؛ هرچند که «جاوید» هزینههای زندگیِ «علا» و خانوادهاش را تأمین میکند.«علا» پس از پایانِ دورانِ خدمتِ سربازیاش تصمیم میگیرد خود را از دیدِ مالی و طبقاتی بالا بکِشد. این تصمیم، به آشناییِ «علا» با زنی میانسال و بیوه به نامِ «فروغ» (مهتاب کرامتی) که با پدرش (شاهرخ فروتنیان) زندگی میکند میانجامد و سبب میشود که این پسرِ جوان در برابرِ «مهام مالکی» (هادی حجازیفر) همسرِ پیشین و ثروتمند و قدرتطلبِ «فروغ» بایستد. در سوی دیگرِ ماجرا، «رؤیا» (الناز حبیبی)- دخترعموی «علا» حضور دارد که دیوانهوار عاشقِ اوست.قرارگرفتنِ «علا» در موقعیتی پُر از جدال و کِشمَکش، زندگیِ او را به مسیری تازه و پیشبینینشده و پُر اُفت و خیز هدایت میکند؛ مسیری که هم با عشق همراه است و هم با کینه و خشم و انتقام؛ و البته، در ادامهٔ این راه و با پیشرویِ بیشترِ قهرمانِ داستان در دلِ این موقعیتِ عاشقانه و پُرتعلیق، رازهایی غافلگیرکننده از گذشتهٔ تاریکِ زندگیِ خانوادگیِ «علا» فاش میشود که سرانجام او ناگزیر میشود تردیدها را کنار بگذارد و به تصمیمی بزرگ روی آوَرَد…
هما زن خیری است که به بچههای یتیم و بیسرپرست کمک میکند و فرشته را هم تحت سرپرستی خود گرفته است. او سهمیه سفر حج خود را به پیرزنی به اسم بدری میبخشد و همان روز به زنی برخورد میکند که شوهرش به علت عدم رضایت خانواده مقتول در زندان به سر میبرد و زن برای آزادی شوهرش، تصمیم گرفته دخترش را به عقد پیرمرد ثروتمندی درآورد. هما خیلی سعی میکند رضایت خانواده مقتول را بگیرد از طرفی حضور فرشته مرگ را مدام حس میکند و در نهایت به ابدیت میپیوندد.
مجموعه تلویزیونی پنجره شامل اپیزودهای«قلب»، «فراز»،«امید» ، «مادر»، «بعد از طلاق»، «همکلاسی»، «آسانسور»، «پرتره» میباشد.
عروسک فروشی در پارک ماجراهایی که بر سر دوست سینماگرش آمده است را برای دختر جوانی بازگو میکند. دختر جوان که از عوامل فیلمی است که در آنسوی پارک مشغول فیلمبرداری آن هستند، در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی میبرد.
«من نه منم»، قصهٔ یک دایی و خواهرزاده است که از راه کلاهبرداری زندگی خود
داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره افتتاح یک فروشگاه بزرگ و ماجراهای طنزآمیزی که در آن رخ میدهد.
در خانهای قدیمی، همه چیز برای نوروز ۱۳۷۸ آماده میشود. پیرمردی که سرایدار آنجاست، خانه را آب و جارو میکند تا خانمِ خانه، سالتحویل را با فرزندان و نوادگان خود جشن بگیرد. انتظارِ تحویل سال، بهانهای است تا خاطرات این خانواده از نوروزِ سالهای گذشته - از ۳ اسفند ۱۲۹۹ (کودتای رضاخان) تاکنون - مرور شود.