برچسب حسن عباسی

حماسه مجنون 1371

پس از تصرف شهر مهران توسط نيروهاي عراقي، فرماندهي كل قوا دستور آزاد سازي مهران را صادر مي كند. قرار بر اين مي شود كه حاج احمد امين با به راه اندازي جنگ هاي غافلگيرانه در يكي از محورهاي جزاير مجنون توجه نظاميان عراقي را جلب كند. رضا، معاون حاج احمد، كه از نقشه بي اطلاع است، به دليل حضور وسيع نيروهاي عراقي با حاج احمد و نيروهاي تبليغاتي درگير مي شود. پس از حمله ي نظاميان عراقي و كشته و مجروح شدن عده اي از رزمندگان، رضا به نشانه ي اعتراض به فرماندهي حاج احمد به مقر فرماندهي مي رود. يك نظامي عراقي طرفدار جمهوري اسلامي خود را به حاج احمد مي رساند و از حمله ي قريب الوقوع عراقي ها خبر مي دهد. رضا در مقر فرماندهي خبر آزادسازي مهران را مي شنود و دليل فعاليت تبليغاتي و جنگ هاي رواني حاج احمد را درمي يابد. همزمان با حمله ي نظاميان عراقي رضا با گروهي رزمنده به خط مقدم بازمي گردد؛ اما وقتي حاج احمد را مي يابد كه صفوف عراقي ها در هم شكسته شده و حاج احمد به سختي مجروح شده است.

آخرین مرحله 1374

گروهي از رزمندگان ايراني در يك نبرد نابرابر در مقابل هجوم نيروهاي عراقي گرفتار مي شوند اما با راهنمايي و كمك سيد «فرمانده عمليات منطقه» آن ها تا پاي جان ايستادگي مي كنند، كه ناگهان با بمباران شيميايي عراق روبرو مي شوند و ديگر كاري از آن ها ساخته نيست. در اين بين يوسف مسئول گروه شناسايي شهيد مي شود و علي كه جانشين او مي شود مأموريت مي يابد كه نزد مهندس سيد صدرا صفايي برود و از او تقاضا كند تا براي شناسايي بمب هاي شيميايي و آموزش نحوه ي مقابله با آن ها به جبهه بيايد. اما صدرا حاضر به رفتن نيست تا اينكه صدرا در مسير رفتن نبرد خانواده ي يوسف براي رساندن خبر شهادت او به خانواده اش منقلب شده و به جبهه مي رود و همراه گروه شناسايي براي منهدم كردن انبار مهمات دشمن عازم عمليات مي شود و در بازگشت با شهادت دوستانش، صدرا به راز سيد، فرماند عمليات منطقه كه هميشه نقاب به صورت دارد نيز پي مي برد.

پاسخ تند گل محمدی به اظهارات حسن عباسی: درباره پوشش همسرم حرف نزن؛ غلط اضافه هم نکن

سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: یه آدم معلوم‌الحال درباره فوتبال صحبت کرد و درباره پوشش همسر من نظر داده است. او غلط اضافه کرده و هیچ بخشی از حاکمیت نیست. دفعه آخرش باید باشد. باید حواسش را جمع کند و اگر دوباره درباره فوتبالیست‌ها حرف بزند اتفاقات بدی برایش رخ خواهد داد. از او می‌خواهم غلط اضافه نکند.

پرواز روح 1376

ستاد عملياتي دشمن داراي سايت موشكي است و قرار است در پنج روز آينده فعال شود. نيروهاي ايراني براي جلوگيري از اقدام دشمن دست به كار مي شوند ولي با دشواري هايي روبرو مي شوند. دو جوان بسيجي تلاش مي كنند تا پس از رضايت فرمانده‌شان وارد عمليات شوند.

حمله به اچ3 1373

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ - 3 موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه 15 فروردين 1360 هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ - 3 به پرواز درمي آيند.

تعقیب سایه ها 1369

در پي وقوع انفجار خودرويي ارشد گروه تحقيق پليس شروع به كار كرده و با كمك يكي از مجروحين حادثه هويت و شماره خودروي عامل اصلي بمب گذاري (تيمور ايده لو) شناسايي مي شود. تيمور كه سال گذشته در جريان توزيع موادمخدر دستگير شده بود به ده سال زندان در دادگاه سنندج محكوم شده ولي به قيد ضمانت آزاد و متواري مي گردد. با مراجعه پليس به شخص ضامن ساير دوستان تيمور از جمله فردي بنام بهرام شناسايي مي شوند. بمب گذاري توسط تيمور در خودروي ديگر و انفجار يكي از آن ها كه باعث شهادت دو تن از مأموران خنثي سازي مي شود پليس را در يافتن عوامل بمب گذاري از جمله تيمور مصر مي سازد. محل اصلي عاملين انفجار شناسايي مي شوند و ساكنين آن بجز تيمور دستگير مي گردند. تيمور كه براي اجراي نقشه خود جهت بمب گذاري در نقطه ديگر شهر از خانه خارج شده بود تحت تعقيب قرار مي گيرد. سرانجام پرونده بمب گذاري با شهادت يكي ديگر از اعضاي پليس، كشته شدن تيمور و خنثي شدن بمب چهارم بسته مي شود.

آخرین شناسایی 1372

عده اي از بسيجيان تخريب چي بعد از باز كردن معبر بر انجام عمليات در اثر بمباران به شهادت مي رسند و از اين ميان تنها دو نفر باقي مي مانند تا كار را يكسره كنند. از طرفي حضور نيروها و تجمع آن ها در يك نقطه باعث بيماري و فشار رواني بسياري مي شود. در اين ميان دو تن از تخريب چي ها به خاك دشمن نفوذ مي كنند و حوادث بسياري را موجب مي شوند و با بدست آوردن بي سيم موقعيت دشمن را كه براي يك عمليات بزرگ تدارك مي بيند، به مركز فرماندهي نيروهاي خودي اطلاع مي دهد. از سوي ديگر ديده بان دشمن كه دائماً آتش توپخانه عراقي ها را هدايت مي كرد،‌ توسط يك بسيجي ماهر به دام مي افتد، در انتها نيروهاي خودي به مقر دشمن حمله كرده و دشمن را تار و مار مي كنند.

شمارش معکوس 1376

در زمان جنگ تحميلي به يك گردان غواص مأموريت داده مي شود ضمن نفوذ به جزيره هاي عراق ـ ام الرصاص و ماهي ـ نقطه مشكوكي را در آن جا شناسايي كنند كه در واقع مخفي گاه مهمات شيميايي عراق است. با سرگرم كردن عراقي ها پيش قراولان فتح فاو وارد منطقه مي شوند و حمله وسيعي را آغاز كنند. يك ژنرال عراقي كه با نيروهاي ويژه رياست جمهوري مأمور حفاظت از انبار مهمات شيميايي است، معتقد است به «گنج پنهان» او در جزيره اش تجاوز شده و هرچه سريعتر بايد نيروهاي ايراني را نابود كرد. نيروهاي عراقي در سطح جزيره پخش مي شوند؛ اما سيداحمد سرانجام از طريق نشانه اي كه يكي از رزمندگان پس از شناسايي انبار مهمات شيميايي گذاشته، آن جا را پيدا مي كند و با خبردادن به نيروهاي خودي، اسباب نابودي انبار را فراهم مي كند.