برچسب حسن عباسی

عبور از شب 1385

داستان این فیلم درباره دو مامور اطلاعات عملیات است که در شب شناسایی با کودک شیرخواری مواجه می شوند که اولویت نجات کودک یا ادامه عملیات، آنان را با چالش هایی درگیر می کند.

جاده متروک 1384

داستان این فیلم درباره جوانی به نام "رضا" است. پدر او در یکی از عملیات های دفاع مقدس شهید شده است. رضا به کار فیلمسازی مشغول است و بتازگی یکی از فیلمهای کوتاهی که ساخته برای شرکت در یکی از جشنواره های معتبر فیلمسازی در فرانسه انتخاب شده است . او قصد سفر به فرانسه را دارد که یک پیشنهاد کاری ، برنامه او را تغییر می دهد به او پیشنهاد می دهند تا نماآهنگی درباره پدرش بسازد. پدر رضا قبل از تولد او شهید شده و به دلیل اطلاعات کمی که درباره پدر دارد ، می خواهد از انجام این کار صرف نظر کند. اما به پیشنهاد شخصی به مناطق جنگی می رود تا از نزدیک با جبهه و جنگ آشنا شود. او راهی این سفر می شود و این تازه آغاز ماجراست

آسمان همیشه ابری نیست 1389

سریال آسمان همیشه ابری نیست، تلاش می‌کند با رویکردی اجتماعی زندگی ۵ خانواده مختلف را از نظر رفتاری و اخلاقی روایت کند که در طول داستان، تبعات رفتار هر کدام از آنها در قالب داستانی اجتماعی و درام به تصویر کشیده می‌شود.

دادستان 1390

این فیلم داستان زندگي حاج ولي حاج گلي زاده يكي از دادستان هاي استان آذربايجان غربي را به تصوير مي كشد كه رويارويي او با سه پرونده مختلف آغازگر ماجراهاي این فیلم میباشد.

همه فرزندان من 1376

این مجموعه تلویزیونی، روایت‌گر زندگی دو برادر است که در دو سوی خیر و شر قرار دارند. «نصرالله» و «فتح‌الله» دو برادرند که به دلیل تضاد فکریِ زیاد، با یکدیگر در اختلاف هستند. «فتح‌الله» در زمان جنگ به فکر یاری رساندن به جبهه است و پسرش نیز داوطلبانه به جبهه می‌رود و شهید می‌شود؛ اما «نصرالله» در فکر معافی پسرش «فؤاد» است که قرار است با دختر یکی از ثروتمندان شهر ازدواج کند. سرانجام «فؤاد» برخلاف نظر خانواده، به جبهه اعزام می‌شود و به اسارت نیروهای عراقی در می‌آید. در انتها و با بازگشت «فؤاد» از اسارت، پدر و مادر او هم متحول می‌شوند و …

رسم رفاقت 1393

داستان این فیلم درباره‌ی فرید و پویا، دو نوجوان تکواندو کار است که دوستی خوبی با یکدیگر دارند، اما توجه ویژه پدر پویا به سعید ماجراهای دیگری را برای این دو دوست رقم می‌زند.

آواز مردمان خوب 1380

جلال و خسرو هر دو زندانیان سیاسی هستند که به‌شدت شکنجه می‌شوند تا به فعالیت‌های سیاسی خود اعتراف کنند. جلال بسیار مقاوم است و در برابر شکنجه‌ها ایستادگی می‌کند. اما خسرو نمی‌تواند مقاومت کند و به ساواکیان قول همکاری می‌دهد! جلال مرید یکی از فعالان سیاسی (مصطفی) است و تصمیم دارد راه او را دنبال کند. ساواکیان که از جلال ناامید شده‌اند تصمیم می‌گیرند او را آزاد کنند تا با زیر نظر گرفتن وی از فعالیت‌های او مطلع شوند. آنها خسرو را نیز به‌همراه جلال آزاد می‌کنند. او مامور می‌شود تا از طریق برقراری رابطه‌ی عمیق دوستی از فعالیت‌های جلال سر درآورد ....

وصل نیکان 1370

امير و مريم قرار است با هم ازدواج كنند اما روز عروسي، شهر توسط دشمن موشك باران مي شود و مردم، شهر را خالي مي كنند. وليكن مريم با وجود خطرات ناشي از موشك باران ترجيح مي دهد كه عروسي برگزار شود. امير بعد از انجام مأموريتش براي مراسم عقد به خانه برمي گردد. اما برخلاف تصورش همه كساني كه شاهد خنثي كردن موشكهاي عمل نكرده بودند در مراسم حضور پيدا مي كنند.