برچسب حسن جوهرچی

شهر من شیراز 1394

یک راننده تاکسی به نام محسن به خاطر تصادف به زندان می‌افتد. نرگس (همسر محسن) برای تامین مبلغ دیه، درگیر مشکلات متعددی می‌شود و به موازات روایت زندگی او، داستان‌های دیگری را شاهد خواهیم بود که با هم مرتبط هستند و …

بن بست 1389

این فیلم، داستان دو دوست به نام های ارس و امیر است؛ ارس زمانی دور با اهمال کاری باعث مرگ همسر امیر شده و حالا پس از سال ها او که افسر نیروی انتظامی شده در برابر امیر قرار می گیرد...

زیارت 1385

داستان فیلم زیارت با مردی آغاز می شود که برای رسیدن به طلب خود و پیدا کردن فرد بدهکار عازم مشهد می شود. او در این سفر زائران دیگری را می بیند که هر کدام به امید کرامتی از حضرت رضا (ع) عازم زیارت هستند...

مثل شیشه 1390

آرش و ندا زوج جوانی هستند که از کاشان به تهران می‌آیند. با وارد شدن کاوه در زندگی آنها، آن دو با یک گروه قاچاق مواد مخدر بین‌المللی که دست به تولید شیشه می‌زنند، آشنا می شوند. پس از مدتی آرش معتاد می‌شود و راهی بیمارستان می‌شود. ندا برای انتقام از قاچاقچیان به همراه کاوه محموله مواد قاچاقچیان را می‌دزدد و...

لبخند سبز 1385

داستان درباره زن و شوهری به نام مهین و حمید است. نقش مهین را در این فیلم سیما تیرانداز ایفا می کند و نقش حمید را زنده یاد حسن جوهرچی ایفا می کند. حمید و مهین با دختر کوچکشان زندگی می کنند. این دو زندگی خیلی معمولی دارند. تا اینکه پس از مدتی مادر حمید از دنیا می رود. حمید یک برادر به نام مجید دارد که با مادرش زندگی می کرده است. برادر حمید معلول جسمی است. مادر حمید وظیفه نگهداری او را به عهده داشته است. اما حالا با مرگ مادر حمید مسئولیت نگهداری مجید بر عهده حمید است. حمید مجید را با خود به خانه می برد تا همراه خانواده اش زندگی کند تا آنها بتوانند از او نگهداری کنند. با ورود مجید زندگی حمید و مهین تغییرات عجیبی می کند و خوشبختی عجیبی وارد زندگی آن دو می شود. اما پس از مدتی مهین از مسئولیت نگهداری مجید خسته می شود و ……

رویای گنجشک ها 1391

"توکا پسربچه‎ی کوچکی است که به همراه شش پسربچه‎ی دیگر در یک مرکز بهزیستی استیجاری زندگی می‎کنند. صاحب ‎خانه‎ی این مرکز حکم تخلیه را گرفته است. خانم اشرفی و آقای کوهیار مسئولین این مرکز، نتوانستند مکانی برای بچه‎ها پیدا کنند و ناچارند بچه‎ها را به مراکز مختلف منتقل کنند. توکا از این وضع بسیار ناراحت است. شبی در میان بازی بچه‎ها دست توکا می‌شکند. او را به بیمارستان منتقل می‎کنند. توکا در بیمارستان با پیرمرد مهربانی به نام "آقاجون" با کلاهی جادویی آشنا می‌شود. توکا از آقاجون به خاطر نیروی جادویی‌اش درخواست کمک می‎کند...

بازگشت به جهنم 1394

عقبه از بزرگان قریش و پدر زن ابوسفیان است. او در بازگشت از سفر تجاری متوجه می‌شود. که بزرگان قریش قصد ترور حضرت محمد (ص) را دارند و برای این کار از هر قبیله یک نفر را فرا خوانده‌اند. وی خود را به دارالندبه می‌رساند و از ابو سفیان و ابوجهل می‌خواهد که به او فرصتی دهند تا مخاصمه قریش با حضرت محمد (ص) را پایان دهد. زیرا اگر ریختن خون قریشیان در مکه باب شود آنان نیز در امان نخواهند بود از آنجا که عقبه مردی دانشمند است. و پسرش ابوحذیفه از یاران نزدیک حضرت پیامبر اکرم (ص) در شعب ابوطالب بوده، پیامبر اکرم (ص) دعوت او را می‌پذیرد و به آن شرط وارد خانه عقبه می‌شود که…