برچسب حسن تسعیری

از سرنوشت 1397

دو رفیق به اسم سهراب و هاشم که از دوران کودکی با هم در پرورشگاه بزرگ میشوند، از همان ابتدا آرزوی بزرگی را در سر می پرورانند که برای رسیدن به آن سختی های زیادی را متحمل میشوند، اما در نهایت به توکل به خدا و درایت خویش و مشورت و همکاری بزرگترها به آرزویشان رسیده و…

تعبیر وارونه یک رویا 1393

تعدادی از عوامل فریب خورده و جاسوسان خارجی در عملیاتی، یک دانشمند هسته‌ای ایران را به قصد انتقال به باکو برای بهره‌برداری‌های جاسوسی و تبلیغاتی می‌ربایند اما به دلیل مجروح شدن این دانشمند، برنامه عملیات تغییر می‌کند و سرانجام با دستگیری و هلاکت جاسوسان، عملیات ناکام می‌ماند. از سویی با تدبیر نیروهای اطلاعاتی کشور، عوامل هدایت عملیات نیز فریب می‌خورند و…

شیطان وجود ندارد 1398

ایپزود اول:
مردی که مسئول اعدام زندانیان میباشد به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی دارد. مرد از مادرش مراقبت میکند و شغلش در زندگی اش تاثیر ندارد.
ایپزود دوم:
پویا سرباز اجرای احکام بوده که در شیفت اش باید حکم اعدام را اجرا کند. او از اینکار سرباز میزند و از زندان فرار میکند.
ایپزود سوم:
سربازی پس از مرخصی به روستای خودش برگشته تا با دختری که میخواهد ازدواج کند سر بزند. در روستا متوجه میشود او حکم اعدام کیوان را که در روستا بسیار محبوب بوده اجرا کرده است.

چهارشنبه سوری 1384

آخرين سه شنبه سال است و شهر در حال و هواي شب عيد، شلوغ و پر سر و صدا. «روحي» براي كار به خانه خانواده اي از طبقه متوسط جامعه رفته و در طول روز با زندگي اين خانواده از نزديك آشنا شده و درگير ماجراهاي آنها مي شود و بدين ترتيب زندگي يك خانواده ايراني در روز چهارشنبه سوري، از صبح تا ديروقت شب، در بي اعتمادي و ناامني رواني، روايت مي شود.

نفوذی 1388

سال 1382، فريدون كيان فر همراه با عده اي ديگر از اسيران جنگي به جا مانده در عراق، به ايران باز گردانده مي شوند. دو نفر از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي او را به دليل اين كه مشهور به جاسوسي، پيوستن به سازمان مجاهدين و نقش داشتن در شهادت عده اي از اسيران ايراني بوده، بازداشت و بازجويي مي كنند. از سوي ديگر، بدنامي فريدون براي خانواده اش هم از قديم مشكل درست كرده و حتي ازدواج پسرش فرهاد را تحت الشعاع قرار داده بود. مأموران اطلاعاتي در صحبت با برخي از هم بندهاي فريدون، از جمله صادق جورابچي كه اكنون سرمايه دار است، و نيز داريوش يحيوي كه قبلاً در عراق عضو سازمان مجاهدين بوده و بعد توبه كرده گذشته او را جويا مي شوند. به موازات تيم دو نفره بازجوي فريدون، جانبازي كم بينا به نام ماشاءالله هم وارد حوزه كاري آنها مي شود و...

به خاطر پونه 1391

مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانواده‌ای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار می‌کند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانواده‌ای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در به‌خاطر پونه شاهدش هستیم.

قرمز 1377

هستي كه همسرش فوت كرده و يك دختر كوچك دارد با مردي متمول به نام ناصر ازدواج مي كند. ناصر مرد بدبيني است و هميشه به هستي شك دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و هر بار كه زن تقاضاي طلاق مي كند با معذرت خواهي از او و ابراز عشق، او را به خانه باز مي گرداند. تا اينكه يكبار وقتي هستي تصميم قطعي مي گيرد، او با ترفندي دخترش را گروگان مي گيرد و با كشاندن هستي به خانه مادرش؛ با همدستي خواهرش، هستي را حبس مي كند و طوري او را كتك مي زنند كه بيهوش مي شود. ناصر كه به اشتباه فكر مي كند هستي مرده، خواهرش را مقصر مي داند و او را مي كشد و فرار مي كند. هستي كه قبلاً با دخترش از خانه ي مادر ناصر گريخته بود به دادگاه مي رود و بطور غيابي طلاق مي گيرد. بعد از چندي ناصر دوباره به سراغ هستي مي آيد تا او را بكشد، ولي هستي در دفاع از خود او را مي كشد.

ایستگاه بهشت 1385

ایستگاه بهشت داستان نابینایی را بیان می‌کند که برای به دست آوردن بینایی‌اش تلاش زیادی به خرج می‌دهد، اما در این راه با مسایل تازه‌ای برخورد می‌کند که در تغییر نگاه او به زندگی بسیار مؤثر است.«سروش» نابیناست اما به خاطر حس قوی ای که دارد، گاهی مثل یک بینا رفتار می‌کند. او مدت هاست که برای درمان چشمش به بیمارستان می‌رود و به یکی از پرستارها علاقمند شده. اما این علاقه فقط در دل سروش است و همین قضیه، اتفاقات جدیدی را در زندگی او به وجود می‌آورد.