باران که می بارد 1399
"باران که میبارد" مجموعه ای که به احیا و ترویج فرهنگ قرضالحسنه میپردازد.این مجموعه داستان ۳۰ نفر از برندگان جوایز قرض الحسنه بانک روایت شده که قصه جالبتر و جذاب تری دارند و ماجرایشان میتوان تأثیر گذار باشد.
"باران که میبارد" مجموعه ای که به احیا و ترویج فرهنگ قرضالحسنه میپردازد.این مجموعه داستان ۳۰ نفر از برندگان جوایز قرض الحسنه بانک روایت شده که قصه جالبتر و جذاب تری دارند و ماجرایشان میتوان تأثیر گذار باشد.
این مجموعه اپیزودیک در ۳۷ قسمت ۴۵ دقیقه ای بر اساس داستان های واقعی و موضوعات قرآنی ساخته شده است
.
این مجموعه اپیزودیک، فصل ۲ سریال محکومین است و با موضوع مجازات جایگزین زندان و اپیزودهایی با محوریت مشکلات مردم، اخلاق، بحران، خانواده، طلاق و… میپردازد
رامین نادری (سروش گودرزی) برای درس خواندن به هندوستان میرود. او که قرار است با دختر دایی خود پروانه (الهام حمیدی) ازدواج کند، با دختری هندی به نام سیتا (شیلا خداداد) آشنا میشود و او را برای ازدواج به ایران میآورد، اما ورود سیتا به ایران مشکلاتی را به وجود میآورد…
داستان زندگی پيرمردی را به تصوير میكشد كه در هويت و اعتقاداتش دچار ترديد شده و همين موضوع او را در مسير ديگری از زندگی قرار میدهد.
این سریال داستان زندگینامه شهید مجید شهریاری میباشد
ناصر پويان فر به همراه گروهي از دوستانش با موتور سيكلت به شمال كشور مي روند، بر اثر سهل انگاري با پسر بچه اي برخورد مي كند. درد و عذاب وجدان سبب مي شود كه او از جمع دوستانش جدا شود و به تهران باز گردد. در راه با يك تريلي تصادف مي كند و به شدت آسيب مي بيند. آمبولانسي كه او را به بيمارستان منتقل مي كند به دليل نقص فني در راه مي ماند و ناصر با آمبولانس مجروحان جنگي به بيمارستان منتقل مي شود. او كه هويت خود را به خاطر نمي آورد عكس العمل هاي مختلفي از خود نشان مي دهد. پرستاران، دكتر و بيماران با او رفتاري عادي دارند و به او كمك مي كنند تا هويت خود را بازيابد.
حميد شفيعي پس از مرگ همسرش مهتاب، زندگي جديدي را با فرزند او آرش شروع مي كند. معتمدي عموي آرش كه در خارج از كشور به سر مي برد براي بردن آرش به ايران باز مي گردد. حميد با مراجعه به وكيل، او را در جريان قرار داده و از او تقاضاي كمك مي كند. وكيل جوان (مرادي) نيز با مراجعه به استاد خود موضوع را مطرح كرده و با او مشورت مي كند غافل از اينكه استاد وكيل معتمدي نيز هست. دادگاه پس از برگزاري جلسات مختلف رأي نهايي را صادر كرده و آرش را به معتمدي واگذار مي كند. سرانجام مرادي بطور اتفاقي در جريان ارتباط استاد خود و معتمدي قرار گرفته و معتمدي را از قصد خود منصرف مي سازد. معتمدي به خارج از كشور رفته و حميد نيز با خواهر مهتاب (مينا) ازدواج مي كند.