حلقه های ازدواج 1388
جوانی به نام حمید (مجید صالحی) در یک شرکت بزرگ کار میکند و یک سری اتفاقات در شرکت می افتد که زندگی او را به خطر می اندازد و…
جوانی به نام حمید (مجید صالحی) در یک شرکت بزرگ کار میکند و یک سری اتفاقات در شرکت می افتد که زندگی او را به خطر می اندازد و…
عيسي براي يافتن راه نجات آيدا، سفري را در قصهاي پر ماجرا آغاز ميكند
ایرج و گیتی زوج ظاهراً خوشبختی هستند که زندگی مرفهی دارند. گیتی دائماً سرش در موبایل است و با دوستانش در اینستاگرام و فیسبوک و غیره، وقت میگذراند. ایرج از این مسئله به شدت شاکیست. یک روز که ایرج دختری به نام صوفیا را در محل کارش میبیند، بند را به آب داده و همان روز گیتی را به کافیشاپ همیشگیشان فرا میخواند تا به او بگوید که دیگر زندگی برایش سخت شده است. گیتی از شنیدن حرفهای ایرج عصبانی میشود اما شب که ایرج به خانه میآید و ماجرای صبح را به کل انکار میکند، گیتی دچار توهم میشود …
سینماپرس: حسن اسدی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر گفت: دلی که در شرایط سخت برای وطن نلرزد، دست کمی از دشمن ندارد.