برچسب حسن اسدی

پناهنده 1391

«پناهنده» داستان عثمان بن مظعون از یاران پیامبر اکرم (ص) را روایت می کند که پیرو خبری مبنی بر اینکه شهر مکه به اسلام گرویده است، از حبشه بازمی گردد، اما در نزدیکی مکه متوجه عدم صحت این موضوع شده و با‌خبر می شود که قدرت هنوز در دست ابوجهل و ابوسفیان است. سران قریش که متوجه می شوند عثمان در نزدیکی مکه است، برای دستگیری او جایزه تعیین می کنند و اتفاقاتی شکل می گیرد که او مجبور می شود به مکه وارد شود. حالا عثمان که چاره ای جز پناهنده شدن ندارد باید ...

هکر 1387

این فیلم درباره دو جوان به نام‌های شیرین و مسعود است که از نوابغ دانشگاه در رشته فوق لیسانس کامپیوتر هستند. از سوی دیگر گروهی که به دنبال استخدام هکر هستند به سراغ آنها می‌آیند تا بتوانند از هوش آنها استفاده کرده و سیستم‌های مالی را هک کنند و ...

برای آخرین بار 1384

داستان این مجموعه دربارهٔ پدرکشی است. در خلاصه داستان این سریال آمده‌است: «حبیب کارگر ساده‌ای است که در یک کارخانه کار می‌کند اما بنا به دلایلی با دستور رئیسش آقای قندی اخراج می‌شود. در بین راه با دختری که به تازگی در کارخانه مشغول به کار شده هم مسیر می‌شود. حبیب به دختر دل می‌بندد و غافل از اینکه او دختر رئیس کارخانه است تا اینکه…»

جاسم به جبهه می رود 1389

در آغاز جنگ ایران و عراق، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان می رساند و خود به اسارت قوای دشمن در می‌آید. همسر رضا حین عمل جراحی می‌میرد و جراح او، فرزند رضا را نجات می‌دهد.

رفقای خوب 1395

فیلم رفقای خوب ، درباره ی پسر جوانی به نام شاهین ( علی صادقی ) است که برای لجبازی با مادر و ناپدری اش دست به دزدی می زنذ و…

تب سرد 1382

شهاب کیانفر، کارخانه‌اش در شرف ورشکستگی قرار دارد؛ با این حال تلاش می‌کند تا با رقابت با پدرخانم متمولش (هرمز)، زندگی پر تجملی را برای همسرش تدارک دیده و با قرض و نزول کردن پول، کارخانه‌اش را نجات دهد. با وخیم‌تر شدن اوضاع مالی شهاب، او تصمیم می‌گیرد تا با طرح یک نقشه و کمک گرفتن از همسر شخصی که پرستاری فرزندش (مانی) را به عهده دارد و به تازگی از زندان آزاد شده‌است، مشکلاتش را حل نماید ان فرد مانی را با یک تبهکار دیگر می‌دزدند و ان فرد تبهکار پیمان است ومانی را اذیت می‌کند و از پدرش پول برای آزادی اول میگیرند و...

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.