برچسب حزب توده

اهدای تصاویر ملوانان اسیر شده و محاکمه اعضای حزب توده به سفارتخانه های انگلیس و روسیه

عضو شورای واحد سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: در اقدامی نمادین، تابلو‌هایی منقش به تصاویر ملوانان اسیر شده انگلیسی به دست سپاه پاسداران و محاکمه اعضا حزب توده در ابتدای انقلاب به ترتیب به سفارت‌های انگلستان و روسیه در تهران اهداء شد.

دنبال این‌پرونده را نگیر وگرنه اخراج می‌شوی!/ضربه‌ سپاه به حزب بعث عراق در لبنان

پیگیری‌های جواهری برای جلوگیری از این‌رفتارها باعث شد حاکم شرع با او برخورد کند که روایتش در کتاب «خیلی محرمانه» این‌گونه آمده است: به من هم گفت «اگر بخوای پافشاری کنی می‌دم همین‌جا تعزیرت کنن و از کار برکنارت کنن و اخراج بشی!»

ماجرای خرس ساواک واقعیت داشت یا نه؟/نام‌ آن‌خرس منیژه بود!

منیژه خانم را در سفر اول که در سربازخانه دیدمش کوچک بود ولی در سفر دوم بزرگ شده، حقیقتاً خرس شده بود. لابد باور نمی‌‌کنید ولی حقیقت این است و شوخی نمی‌‌کنم. منیژه خانم صدای شیپورها را می‌‌شناسد. به محض این‌که شیپور بیدارباش زده می‌‌شود، از جای خود حرکت کرده و کلیه‌ آسایشگاه‌‌ها را بازدید کرده و به‌تدریج صبحانه‌ خود را می‌‌خورد.

جمهوری اسلامی چه‌طور در آستانه کودتا طومار حزب توده را برچید/نفوذ تا این‌حد؟

طبق روایت راویان آن‌سال‌ها، سرهنگ هوشنگ عطاریان در حضور نیروهای سپاه نماز شب می‌خواند و بسیار متشرع به نظر می‌رسید. او یک فرمانده ارتشی بود که گفته می‌شد حتی بیشتر از شهید صیاد شیرازی به نظام اسلامی نزدیک‌تر و مورد اعتمادتر است. به همین‌دلیل کسی باور نمی‌کرد عطاریان توده‌ای باشد! او دوستی و رفاقت عمیقی با نیروهای سپاه در غرب کشور به هم زده بود و نیروهای مختلف از اخلاص و نماز شب‌هایش صحبت می‌کردند.

شهید نذیر؛ معمار اطلاعات و امنیت دهه ۶۰/امثال تقی شهرام واقعا چپ نبودند

به گواه دوستان و همرزمانش، نذیر همیشه می‌گفت حزب توده خطرناک‌ترین گرایش چپ در ایران است و چریک‌های فدایی خلق و دیگر چپ‌ها آن‌قدرها که حزب توده خطرناک است، خطرناک نیستند. در برهه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، ۷۳ تا ۷۴ گروه چپ در ایران فعالیت می‌کردند. 

قصه آوارگی رضاخان؛ کجا بروم من حتی پنج ریال ندارم/چرچیل: دیکتاتور را بیرون کردیم

رضاخان پس از مدت کوتاهی اقامت در اصفهان، برای رفتن به مقصدی نامعلوم راهی کرمان شد. در کرمان هم، کنسول انگلیس و ماموران این‌کشور اصرار کردند هرچه زودتر به بندرعباس برود. او هم خشمگین شد و گفت «کجا بروم؟ من در جیبم حتی پنج ریال ندارم.» به او اعلام شد دولت انگلیس کلیه مخارج را خواهد پرداخت و سپس از دولت ایران وصول خواهد کرد.