تهران الف شهر بی مثال 1404
دو ایرانی از دو رده سنی مختلف یکی هنرپیشه قدیمی و دیگری یک خوانندهی جوان، در گذر از محلات مختلف تهران از مدرنترین مناطق تا سنتیترین محلات، به نوعی درک مشترک از ریشههای شرقی خود میرسند...
دو ایرانی از دو رده سنی مختلف یکی هنرپیشه قدیمی و دیگری یک خوانندهی جوان، در گذر از محلات مختلف تهران از مدرنترین مناطق تا سنتیترین محلات، به نوعی درک مشترک از ریشههای شرقی خود میرسند...
فصل جدید این مجموعه با نگاهی انسانی و اجتماعی، به بررسی مسائل روز خانواده ایرانی میپردازد. در این فصل، داستان از زاویه دید امیرحسین حسینی، روحانی جوانی روایت میشود که به عنوان مشاور خانواده در مسجد محلهای قدیمی در تهران مستقر است. هر قسمت به ماجرای یکی از مراجعان او میپردازد؛ قصههایی برگرفته از زندگی واقعی، پر از چالش، تردید و امید. «مشاور» در فصل تازهاش با تأکید بر نقش گفتوگو، همدلی و درک متقابل، تلاش دارد نگاهی صمیمی و واقعگرایانه به روابط انسانی و عاطفی در بستر خانواده ایرانی داشته باشد.
این مجموعه، قصهای زنانه دارد و روایتگر فردی به اسم «مها» و از دربار قاجار است که تلاش میکند دیگر زنان اندرونی را با خود متحد و یک تعزیه عاشورایی اجرا کند.
این فیلم داستان یک خواهر و برادر به نامهای «پرویز» و «پرستو» را روایت میکند که خرج خود را از راه سرکیسه کردن خانوادههای پولدار درمیآورند. پرویز با کرایه کردن یک ماشین نعشکش به خانه مردههای پولدار میرود و با دادن آدرس آنها به خواهرش پرستو شرایط کلاهبرداری را مهیا میکند. پرستو بهعنوان همسر دوم متوفی و با یک صیغهنامه جعلی وارد مراسم میشود و با معرفی کردن خود به عنوان همسر مبلغی حقالسکوت دریافت میکند.
پرستو که ۴۴ ساله است و نامزدش در زندان به سر میبرد تلاش میکند او را آزاد کند. اما در یکی از کلاهبرداریهای مشترکشان با پرویز اسیر باند خطرناک و مافیاییِ «سالار» میشوند که به تازگی مقدار زیادی دلار اختلاس کرده و با جا زدن خود به عنوان مرده قصد فرار از ایران را دارد. پرستو متوجه این اقدام سالار میشود و تلاش میکند از این اطلاعات جدید برای تَلَکه کردن بیشتر او استفاده کند. غافل از اینکه سرنوشت شرایط دیگری را برای او و پرویز رقم زده
داستان نقره داغ درباره مردی به نام پرویز است که برای رسیدن به ثروتی عظیم، در قامت یک زن به نام آنابل فرومیرود، غافل از آنکه اتفاقاتی عجیب انتظارش را میکشد...
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود
مرتضی از زندان آزاد میشود و متوجه میشود که دختری که موردعلاقه اش بوده با رفیقش افشین ازدواج کرده است. عمو یحیی که رفیق پدرش بوده در کارش ورشکست شده و افشین که وضع مالی خوبی داشته و مرد شیادی میباشد به قصد چشم داشت به غزل که دختر یحیی میباشد به یحیی کمک مالی میکند.