برچسب جواد فاضلی

سنگ اول 1388

حسن‏علي اولين كسي است در آبادي كه مي‏رود و براي خودش از شهر سنگ قبر مي‏خرد. اين مسئله تعجب همه‏ي اهالي را در پي دارد و سوژه ي خنده آنها مي‏شود، او خود را پدري مهربان، دلسوز و فداكار ناميده. همسر او نيز با گلايه از اين كار، شروع به نق‏زدن مي‏كند كه چرا حسن‏علي براي وي پول خرج نمي‏كند. مگر او فداكار نيست و نبوده كه حسن‏علي براي او سنگ نخريده؟! اين مسئله در بقيه‏ خانواده‏ها نيز باعث بروز اختلاف مي‏شود.

ناخواسته 1392

طلبه جوانی از قم به سمت نائین حرکت می‌کند و برای خرج سفر و تنها نماندن چند مسافر نیز سوار می‌کند. مسافرانی که هرکدام قصه‌ای دارند و طلبه جوان هم ناخواسته درگیر قصه‌هایشان می‌شود.

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو 1391

يک زوج جوان (پيمان قاسمخاني- ترانه عليدوستي) که با هم ازدواج نکرده اند و در کنار هم زندگي مي کنند براي سفري چند روزه و مرمت يک بناي قديمي به خانه خاله دختر مي روند. در اقامت چند روزه در خانه قديمي بين زوج جوان و زوج صاحبخانه (حميد فرخ نژاد- هنگامه قاضياني) شکاف هاي موجود بين زوج ها مشخص مي شود و معلوم مي شود که زندگي مشترک هيچ يک از اين دو خانواده با وجود ظاهر آرام و پر زرق و برقشان سالم نيست. در انتها دختر و پسر از هم جدا مي‌شوند.

پوپک و مش ماشاالله 1388

پوپک (مهناز افشار) به‌تازگی از خارج برگشته است. خاله‌اش احترام‌السادات (با بازی مریم امیرجلالی)، که به خاطر بیماری در بیمارستان بستری می‌شود، وی را به مباشرش، مش ماشاالله (فرهاد آئیش) که فردی خشک است می‌سپارد….[۲]

انتهای خیابان هشتم 1390

سعيد به جرم قتل عمد تا دو سه روز ديگر قصاص خواهد شد. اطرافيان او براي جلوگيري از اجراي اين حكم و جلب رضايت اولياي دم، مجبورند در همين مدت كوتاه صد ميليون تومان تهيه كنند. نيلوفر خواهر سعيد، نامزدش بهرام و موسي دوست سعيد، براي تهيه اين پول به هر دري مي زنند. نيلوفر و بهرام چند بار به خانه خانواده مقتول سر مي زنند،‌ اما كسي در آن خانه نيست يا شايد جواب نمي دهند. اين دو راه هاي مختلفي را براي تهيه اين پول امتحان مي كنند؛ نيلوفر به همراه دوستش پريسا براي فروش كليه اش اقدام مي كند اما بدون داشتن رضايت والدين، اين كار عملي نيست. مادر او مدتي پيش از دنيا رفته و پدرش كه زماني فعاليت سياسي داشته، در شرايط ناگوار جسمي و روحي، تحت نظر هم هست. تا دو روز مانده به اجراي حكم، جمع پولي كه از فروش اتومبيل بهرام و تلاش موسي و پريسا به دست آمده، رقمي در حدود 35 ميليون تومان است. بهرام مطلع مي شود شركتي به مديريت فردي به نام كشميري كه به امور خيريه هم مي پردازد، ممكن است كمك‌شان كند. كشميري وعده پنجاه ميليون كمك را مي دهد اما در موعد دريافت پول، يكي از كاركنان شركت مي گويد براساس استعلامي كه شده، به دليل سابقه پدر سعيد، امكان اين كمك مالي وجود ندارد. نيلوفر با خبر مي شود كه صاحب كار دوست بهرام، امير، حاضر است كل پول را بدهد اما قبل از آن بايد ديداري حضوري با او داشته باشد. پيشنهادي كه مرد مي دهد، نيلوفر را خوش نمي آيد و او خشمگين از اين وقاحت، آنجا را ترك مي كند. موسي به دلايلي كه نمي دانيم، دخترش را از همسرش دور نگه مي دارد و زن ديگري كه با او آشناست، علاقه مند به نگه داري اين بچه است. او در مسابقه هاي مخفيانه، در درگيري هاي تن به تن شركت مي كند و...

دوزخ برزخ بهشت 1387

اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را می بینند. اپیزود دوم: مردی پس از سالها یاد عشق قدیمی اش می افتد. اپیزود سوم: زنی تصمیم می گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد.

طبقه حساس 1392

داستان مردي را روايت مي‌کند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن مي‌کند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش مي‌رود متوجه مي‌شود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.