برچسب جنگ تحمیلی

در شرایط جنگی آرامش از درون می‌آید نه از پناهگاه‌ها!

«نترسید! دیوانه‌ای آمده و سنگی انداخته!» این جمله از امام خمینی در ساعات اولیه شروع جنگ تحمیلی بسان سپری نامرئی هم در خیابان‌ها و معابر شهر مستقر شد و هم در دل‌های مردم جای گرفت. این جمله که با قاطعیت و اطمینان همراه بود، نه‌تنها در شهر‌ها و در میان مردم عادی که در میان نیرو‌های نظامی و رزمندگان نیز اعجازی شگفت‌آور آفرید. آنان با چنین سرمایه‌ای از اعتماد، خود را بازیافتند، آرامش جنگی گرفتند و به پیش تاختند

من با عکس‌ها، لباس‌ها و وصیتنامه‌های شهدا زندگی می‌کنم

ماه محرم بود. بچه‌ها در کنار آقا، حلقه عزاداری تشکیل دادند و شروع به سینه‌زنی کردند. پس از اتمام عزاداری، آقا گفتند: «من از این عزاداری شما سیر نشده‌ام، به منطقه می‌روم و اگر فرصت شد، در روز تاسوعا برمی‌گردم». در روز تاسوعا، ایشان مجدداً به اردوگاه شهید باکری برگشتند و یک ساعتی سخنرانی فرمودند. سپس عزاداری مفصلی با حضور دسته‌های عزاداری گردان‌ها برگزار شد که آن هم به یاد ماندنی بود