برچسب جنایات کومله

جسم سوخته‌ای را نشانم دادند و گفتند این پسر شماست

مراسم بزرگداشت شهدا در مهاباد برگزار می‌شد و مهدی برای آن مراسم غذا می‌برد. در راه به کمین کومله برخورد کرد و ماشینش توسط نارنجک کومله به آتش کشیده شد. پیکرش به طور کامل سوخته بود. او را از روی پلاکش شناسایی کردیم.

وقتی پیکر پسرم را دیدم، از کمر به دو نیم شده بود

من از احیا برگشته بودم، بعد از نماز صبح در خواب دیدم که احمد در یک بیابان روی زمین افتاده است و از کمر به پایین بدنش قطع شده است. سرش در دامن یک زن بود. از او پرسیدم خانم! احمد من چه شده است؟ گفت: «احمد شهید شده است.»

کومله نوجوان ۱۵ ساله‌ام را ترور کرد

همیشه می‌گفت: «کومله و دمکرات بچه‌های بسیجی و سپاهی را به بدترین شکل به شهادت می‌رسانند.» وقتی به او می‌گفتم اگر اذیت می‌شوی نرو، در جواب به من می‌گفت: «امام امر کرده‌اند و باید مطیع امر او بود.»