برچسب جشنواره فیلم فجر

روشن؛ سیمای مردی همیشه بازنده

روشن داستان انفعال و اختگی است. داستان مردی که می‌خواهد بازیگر شود اما قواعد بازی زندگی خودش را گم‌کرده است. روشن (با بازی رضا عطاران) زندگی‌اش را باخته است. مریم (با بازی سارا بهرامی) همسرش او را ترک کرده و به دنبال گرفتن حضانت دخترشان است. صاحب‌خانه اجاره‌های عقب‌افتاده‌اش را می‌خواهد و به دنبال فرصتی برای بیرون ریختن اسباب و اثاثیه او است و خانه‌ای که تمام داروندارش را در آن سرمایه‌گذاری کرده هنوز تمام نشده است. روشن مدام دست‌وپا می‌زند. دست‌وپا زدنی که باعث می‌شود بیشتر در این منجلاب فرورود.

درام ترسناک بر بستری تاریخی

زالاوا فیلم اول ارسلان امیری ادامه جریانی در فیلم سازی چند سال اخیر سینمای ایران است که داستانی را در یک موقعیت تاریخی (عموما دوران پهلوی دوم) با بن‌مایه‌هایی نظیر دلهره، معما و ترس تعریف می‌کند. سرآمد این فیلم‌ها و به نوع آغاز کننده آن در یک دهه اخیر فیلم «اژدها وارد می‌شود» مانی حقیقی است که با استفاده از کتاب ملکوت بهرام صادقی و اتفاقی تاریخی فیلمی دلهره‌آوری را می‌سازد. بعد از آن نمونه موفق این عرصه فیلم «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی است که موفق می‌شود موقعیتی دلهره آور را با پیرنگی عاشاقانه درهم بیامیزد. 

نمایش منکوب ظلم به زنان

حالا و با نمایش فیلم «ابلق»، میتوان این ادعا را محکمتر مطرح کرد که کارنامه سینمایی «نرگس آبیار» به دو فصل مختلف تقسیم میشود: فصلی که داستان محدودتر و فردیت اندکی برای «تغییر» دارد و فصل دومی که بیشتر بیگ‌پروداکشن است با مثلث بازیگران تعیینکننده. «ابلق» اگرچه تکمیلکننده آزمونوخطای جدید کارگردانش است اما به کلاژی تبدیل شده که نشانههای واضحی از تمام داشتههای سینمایی قبلی کارگردانش را در خود میبیند.

ستاره‌ها برگ برنده «بی همه چیز»

بعد از تجربه ساخت «خسته نباشید» و «سد معبر» محسن قرائی پروژه‌ای بزرگ  را برای اثبات خودش در سینمای ایران جلوی دوربین برده است. پروژه‌ای جاه‌طلبانه و پرخرج که روستایی در آن به صورت کامل برای فیلمبرداری طراحی و ساخته شده است و ستاره‌های سینما  در یکی از بهترین ترکیب‌های بازیگران فیلم‌های چند سال اخیر در کنار هم قرار گرفته‌اند. شاید در یک دهه اخیر تنها در فیلم‌های اصغر فرهادی می‌توانستیم چینش درست بازیگرانی را در کنار هم ببینیم و فیلم‌های دیگر از ستاره‌ها به عنوان ماکت‌هایی برای فروش استفاده می‌کردند. 

برزخی میان مصلح و هشدار اجتماعی

«فرنوش صمدی» که سینمادوستان او را با فیلمهای کوتاه شاخصش میشناسند، حالا در نخستین ساخته بلند سینماییاش، در امتداد همان آثار قبلی خود حرکت کرده است. «خط فرضی» ایده خوبی دارد اما فیلمساز نتوانسته آن خود و جهان مبتنی بر انگارههای شخصیتهایش را به درستی گسترش دهد. به همین دلیل است که ما با فیلمی مواجه هستیم که یک نیمه خوب و جذاب دارد و در پرده دوم که زمان بسط موقعیت است، با فیلمی الکن و گنگ مواجه میشویم که خود را در مقام استیصال قصهگویی میبیند.