کاوه حسینزاده راد گفت: مروجین لیبرالیسم عمدتاً در فضای فکری ما بهگونهای رفتار میکنند که گویی لیبرالیسم درختی است که هیچ ریشه و تنهای نداشته است. یعنی فقط میخواهند میوه آن را بچینند و تنها با محصول نهایی برخورد کنند و به ریشههای آن، که میتوانیم بگوییم اندیشمندان کلاسیک و پدران بنیادگذار لیبرالیسم هستند، بیتوجهی میشود. از این لحاظ فکر میکنم که نفس پرداختن به کسانی مثل جان لاک برای ما ضرورت دارد.
بهگفته مترجم: «آنچه بهویژه خوب است خوانندهی فارسیزبان بخواند، مواجهه با مسئلهی قانون طبیعی در فلسفهی سیاسی است. این رسالهی کوتاه بازنمای کوشش لاک برای بهرسمیتشناختهشدن قوانین طبیعی است تا از این راه بتوان اختیارات پادشاهی را از رهگذر مقیدساختن او به قانون محدود کرد. این بحث ما را ما مسئلهی فلسفی بنیادینی آشنا میکند که در تاریخ ایران اهمیت بسیاری زیادی داشته است؛ مسئلهی استقلال قانون».
محمد نقیب گفت: فلسفیدن و یا اندیشهورزی زبانهای مختلفی دارد، از جمله: زبان دین، زبان استدلال و یا همان فلسفه و زبان شعر که نمونههای آن را در اشعار عمر خیام، عطار، مولوی، سعدی، حافظ و سایر شعرای بزرگ در کشورمان و یا جهان مییابیم. پس اهمیت اندیشیدن فلسفی بهخاطر اهمیت انسان است. انسان به دور از سوالات و پاسخهای متعالی به سطح یک حیوان و یا پایینتر تنزل پیدا میکند