برچسب توران مهرزاد

حبیب 1389

جوانی به نام حبیب برای رسیدن به ثروت بیشتر با آدم های ناشناس وارد معامله می شود، شخصی به نام فرهاد از او می خواهد که یک کامیون حامل عتیقه جات را به مقصد برساند. او در راه دستگیر شده و متوجه می شود که زیر عتیقه ها 2 تن مواد مخدر جاسازی شده است. حبیب به زندان می افتد و حکم اعدامش صادر می شود. او منتظر اجرای حکمش است که همسرش به ملاقاتش می آید و خبر می دهد که باردار است. حبیب که سال ها در عشق داشتن یک فرزند می‌سوخته است ناگهان جان دوباره ای می گیرد. او در زندان می شنود که اگر قرآن را به طور کامل حفظ کند در جرمش تخفیف قائل شده و از اعدام عفو می شود.او با کمک رئیس زندان شروع به حفظ قرآن می کند و…

سایه همسایه 1364

زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ می‌دهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایت‌الله بخشی) که ریش‌سفید محله است، گره از مشکلات همسایه‌ها می‌گشاید و در رفع گرفتاری‌های آنان می‌کوشد.

این خانه دور است 1370

«رحیمه خانم» ساکنِ خانهٔ سالمندان می‌شود. خواهرخوانده‌اش «اقدس خانم» نیز علیرغم مخالفت فرزندانش، به او می‌پیوندد تا «رحیمه خانم» در خانه سالمندان احساس تنهایی و جدا افتادگی نکند. این دو در خانه سالمندان با «مینو خانم» که فرزندانش او را تنها گذاشته و به خارج رفته‌اند، آشنا می‌شوند. این سه نفر با کمک هم، محیط دلگیر و یکنواخت خانهٔ سالمندان را تغییر می‌دهند و فضایی شاد و پرنشاط و امید می‌سازند و ثابت می‌کنند که مشکل سالمندان را با محبت و توجه می‌توان حل کرد.

امام علی 1375

داستان این سریال از اواخر دورهٔ خلافت عثمان بن عفان شروع و تا پنج سال انتهایی و دوران خلافت و زندگی علی بن ابی‌طالب می‌پردازد.

میهمانی خصوصی 1365

پس از كودتاي 28 مرداد 1332 سه محكوم سياسي عضو حزب تودة ايران و يك محكوم عادي،‌ هنگام انتقال به زندان مي گريزند و به خانة يكي از اعضاي وزارت امور خارجه، كه ميهماني اي در آن برگزار است، هجوم مي برند و همه را به گروگان مي گيرند. قرار مي شود ميهمانان به حكم قرعه دو تن را از ميان خود انتخاب كنند تا محكومان فراري به پشتوانة آن دو از كشور خارج شوند. در اين فاصله در جمع ميهمانان و محكومان اختلاف مي افتد. نظاميان به خانه يورش مي برند و زندانيان فراري را، به جز يكي كه به حزب و رژيم بي اعتقاد است، از پا در مي آورند.

هامون 1368

حميد هامون كه با همسرش مهشيد دائم كش مكش دارد زندگي كابوس گونه ي‌ خود را مرور مي كند. او كه مشغول نوشتن رساله اش درباره ي‌ عشق و ايمان است در پي دوست قديمي و مرادش علي عابديني مي گردد. خانه و كاشانه را ترك مي كند و دست به اعمال ديوانه واري مي زند. او در حالتي پريشان، در پي شكايت هايش، خود را به امواج دريا مي سپارد، اما عابديني او را نجات مي دهد.

مکافات 1366

ناخداحيدر با لنج خود مسافر و بارهاي تجارتي حمل مي كند. در يكي از سفرها دريا طوفاني مي شود و ناخدا براي نجات جان مسافرها اموال تاجري به نام غفور را به دريا مي ريزد. در پي شكايت غفور ناخدا را در پاسگاه ژاندارمري حبس مي كنند تا اينكه دوست قديمي اش، ناخدا اسماعيل كه در پايتخت اقامت دارد به بندر مي آيد و با پرداخت وجه جريمه حيدر را آزاد مي كند. ناخدا اسماعيل پسر جوانش را با خود آورده تا با همكاري ناخداحيدر از كشور خارج كند. اسماعيل فرزندش را در لنج حيدر مخفي مي كند و به بهانه سفر دريايي راهي مي شوند. در دريا اسماعيل با تهديد اسلحه نقشه خود را با ناخدا در ميان مي گذارد، اما حيدر زير بار نمي رود و كش مكش آغاز مي شود كه نتيجه آن كشته شدن فرزند اسماعيل است.

خط قرمز 1360

در كوران انقلاب يكي از مأموران عالي رتبة ساواك به نام اماني با زني به اسم لاله ازدواج مي كند. لاله، كه فارغ التحصيل رشتة پزشكي است، در طول روز به مداواي مجروحان تظاهرات خياباني مشغول است. اماني در شب عروسي به سازمان امنيت احضار مي شود تا نظر خود را دربارة آزادي و مرگ گروهي از زندانيان سياسي، كه زير اسم شان خط قرمز كشيده شده و محكوم به اعدام هستند، اعلام كند. او وقتي در بررسي اسامي متوجه مي شود كه برادر لاله جزو زندانيان است، رأي بر اعدام برادر همسرش مي دهد. لاله از تلفن هاي مكرر به خانه و غيبت او مشكوك مي شود و از جمال، دوست برادرش كه عضو يك گروه مسلح است مي خواهد كه به تعقيب اماني بپردازد. لاله با يافتن دفترچه و اسلحة اماني، نشانه هايي از ساواكي بودن همسرش به دست مي آورد. مداركي نيز كه جمال در اختيار او مي گذارد برايش شكي باقي نمي گذارد. با بازگشت اماني به خانه لاله او را بازخواست مي كند. اماني همسرش را به باد كتك مي گيرد. لاله و بعد جمال، كه براي كمك آمده است، اماني را هدف گلوله قرار مي دهند و از پا در مي آورند.