جنگ ایران و آمریکا وارد مرحلهای چندلایه شده است؛ واشنگتن از «بزرگترین حمله مالی» علیه تهران میگوید و ایران در مقابل، هرمز را اهرم فشار اقتصادی قرار داده است. همزمان با کاهش تردد کشتیها، عمان، پاکستان، عراق و روسیه برای مهار بحران و باز کردن مسیر مذاکره فعال شدهاند.
تهدید «بزرگترین حمله مالی تاریخ» علیه ایران، فقط تهران را در معرض فشار قرار نمیدهد. آمریکا در شرایطی به جنگ اقتصادی تشدیدشده وارد میشود که ذخایر نفتیاش به حدود 41 روز رسیده، هرمز متلاطم است و تورم، دیزل، بدهی و بازار اوراق، تابآوری واشنگتن را نیز به چالش میکشند.
دورزدن تنگه هرمز بهآسانی ادعایش نیست. اهمیت این آبراهه فراتر از نفت است و اگر قابل دورزدن بود، دشمن مدتها قبل با فراغبال آن را اجرایی میکرد. جبهه مقابل البته تا جایی که ممکن بوده این کار را انجام داده است و مهندسی کاهش اهمیت هرمز نیز محدود به خطوط لوله نیست؛ بلکه باید انقلاب نفت شیل در آمریکا را هم در آن لحاظ کرد. از شیل تا خطوط لوله ایجاد شده هرچند بار دشمن را سبک کردند؛ اما انسداد هرمز کارساز باقی ماند.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با اظهارات متناقض درباره ایران که دیگر در افکار عمومی جهان و محافل دیپلماتیک غیر قابل باور تلقی می شود ، ادعا کرد: «من فقط توافقهای خوب انجام میدهم.»
سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به پرسش نورنیوز درباره تغییر الگوی رفتاری ایران در سیاست خارجی از «شطرنج و صبر راهبردی» به «پوکر و ریسکپذیری» گفت: ایرانیها از گذشته شطرنجبازان حرفهای بودند و امروز هم پوکر بازهای خیلی خوبی هستند؛ الان هم ترکیبی بازی میکنیم.
جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، فراتر از یک تقابل دوجانبه، جهان را در برابر انتخابی تاریخی قرار داده است؛ انتخاب میان نظم یکجانبه واشنگتن و نظمی چندجانبه که استقلال اقتصادی کشورها، امنیت منطقه و نقش راهبردی ایران در هرمز را تقویت میکند.