ابواب جمعی آمریکانیسم، خویش را در غایت شاه ببینند
این قلم اگر بخواهد فارغ از مدح و دمهای متعارف، به نکتهای عبرت آموز در سیاهه اعمال او اشاره کند، باید به فراز و فرودهای حسن ظن ساده لوحانه او به آمریکا بپردازد.
این قلم اگر بخواهد فارغ از مدح و دمهای متعارف، به نکتهای عبرت آموز در سیاهه اعمال او اشاره کند، باید به فراز و فرودهای حسن ظن ساده لوحانه او به آمریکا بپردازد.
در روزهای گذشته نا باورانه خبر درگذشت آقای اصغر فردی منتشر شد. این راهی است که رفتگان رفته اند و نارفتگان هم خواهند رفت. به اقتضای علایقم با افراد و شخصیت های مختلفی آشنا شده ام از جمله ایشان.
امروز به لحاظ آنکه سالروز شهادت آیت الله حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی است، فرصتی مغتنم به نظر می آید برای روایت یک ناگفته تاریخی. آن مرحوم در سال هزار وسیصد وسی وپنج خورشیدی،از سوی آیت الله العظمی بروجردی به کرمانشاه گسیل گشت و تا پایان حیات آن بزرگ،عهده دار این سمت بود.
فرح پهلوی در آن دوره، به هیچ روی یک کاراکتر سیاسی نبود و حضور وی در محافل، تنها در قامت زینت المجالس صورت میگرفت. در یک کلام کار فرح در مسند شهبانوگری، تزئین سانسور و خفقان در عرصه فرهنگ و در نگاهی فراتر و به قول امروزیها، دستکشی مخملین برای مشتی آهنین بود. او تا سه دهه پس از پیروزی انقلاب نیز، نه در رسانهها حضور سیاسی پر رنگی داشت و نه به تحلیل وقایع پیش و پس از انقلاب میپرداخت. در دهه اخیر اما، او به مدد تصمیم کانونهای قدرت جهانی، درآمده که من عاشق سینه چاک اعلیحضرت بودهام!
بازداشت حسین فردوست، منجر به آشنایی دقیق کارشناسان وزارت اطلاعات با «معمای فردوست» شد و پس از چندی روشن شد فردوست خاطرات ارزشمندی را از دوران سلطنت پهلوی در سینه دارد که میتواند برای آشنایی مردم و ترسیم این دوران از تاریخ معاصر ایران اهمیت درجه اول داشته باشد؛ خاطرات و دانستههایی که بعضاً در هیچ مسند مکتوبی یافت نمیشود و منحصربهفرد است