برچسب تاریخ دیکتاتورها

عصبانیت امباپه به خاطر مقایسه با دیکتاتورها

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ کیلیان امباپه، درباره میم‌هایی که او را با «دیکتاتورها» مقایسه می‌کنند صحبت کرد و گفت:

 «این میم‌ خنده‌دار است، چون می‌توان فهمید که برای بعضی افراد صرفاً شوخی بی‌ضرری است.»

«اما بخش دیگری چندان خنده‌دار نیست، چون می‌دانیم چنین افرادی در طول تاریخ چه آسیب‌هایی به جا گذاشته‌اند.»

«مقایسه شدن با قاتلان یا کسانی که میلیون‌ها و میلیون‌ها نفر را بدبخت کرده‌اند؛ فکر نمی‌کنم من در زندگی‌ام چنین کاری کرده باشم.»

چرا نتانیاهو به دو همسرش خیانت کرد؟ / رازهای خانوادگی رهبری که ۷۰ هزار فلسطینی را کشت

گروه اندیشه: در مجله ترجمان شماره ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ علیرضا شفیعی‌نسب مطلبی ترجمه کرده از نوشته  پِلِد آربلی در سایت اسرائیلی جروزالم پُست. این مطلب با استناد به تحلیل روان‌شناختی دکتر اوفر گروتسبرگ، «بنیامین نتانیاهو» و جنایت های او را محصول یک محیط خانوادگی سرد، کمال‌گرا و آسیب‌زا می‌داند. او سخنوری ماهر و بازاریابی چیره‌دست است که از ابزار مناظره برای ایجاد فاصله عاطفی با واقعیت استفاده می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد نتانیاهو به دلیل داشتن پدری خودشیفته و مقتدر، فاقد «خویشتن مستقل» و بلوغ عاطفی است. او در خانه تحت سلطه همسری کنترل‌گر و پسری افراطی بوده و این انزوای عاطفی و فقدان فضای امن خانوادگی، او را مجبور می‌کند تا مانند یک غریق، تنها برای بقای خود به «قدرت» چنگ بیندازد. از منظر روان‌کاوی، رفتار نتانیاهو که منتهی به اتخاذ یک «تیپ شخصیتی جنایتکار» شده ، ریشه در «خودشیفتگی جبرانی» و «فقدان همدلی» دارد. او در محیطی بزرگ شده که احساسات در آن جایی نداشته و تنها «موفقیت» و «اقتدار» ارزش محسوب می‌شده است. این «بی‌حسی عاطفی» که در دوران مناظره و بازاریابی تقویت شده، به او اجازه می‌دهد تصمیمات سختی را که منجر به فجایع انسانی می‌شود، بدون درگیری عاطفی و صرفاً به عنوان یک «محاسبه سیاسی» برای بقا ببیند. در واقع، او علاوه بر لذت از جنایت، به دلیل «ناتوانی در درک رنج دیگران» و گره خوردن موجودیتش به صندلی قدرت، دست به کنش‌های ویرانگر می‌زند. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

شبح «دیکتاتوری کلیک ها» بر فراز ایران / ظهور جامعه‌ی سه‌پاره زیر سایه فیلترینگ / الگوریتم‌ها توسعه ملی را نابود می کنند

 گروه اندیشه: دکتر سعید حجاریان در مجله آگاهی نو شماره ۱۸، بهار ۱۴۰۵ با انتشار یادداشتی به تحول جامعه ایران می پردازد. از نظر او تحول جامعه ایران، به سمت «سیاست توده‌ای» و پیدایش پارادایم «دیکتاتوری کلیکی» (Clicktatorship) است. این پدیده ناشی از انسداد گفت وگوی رسمی، تقلیل سیاست‌ورزی احزاب و حاکمیت به لایک و اعداد پلتفرمی، فیلترینگ و شکل‌گیری جامعه‌ی سه‌پاره است. این وضعیت با رواج اقتصاد زیرزمینی رمزارزها، کنشگران را در مثلث «دشنام، بهتان و سکوت» محصور کرده و دولت را ناگزیر به انتخاب میان پذیرش تکثر یا مواجهه با چرخه‌های خشونت می‌سازد. این مطلب را در ادامه می خوانید: