برچسب تاریخ اصفهان

اصفهان آن روزها

حالا که آذر ماه است و زرد و نارنجی‌های برگ‌های پاییزی تمام شهر را رنگ‌آمیزی کرده‌اند، در بررسی صفحات روزنامه اخگر، به سراغ شماره‌های ماه آذر رفتم تا ببینم در آن سال‌ها که اصفهان بسیار بیشتر از امروز به هویت باغ شهری‌اش نزدیک بوده و حاشیه زاینده رود با انبوه بیشه‌زارهای ناشناخته تعریف می‌شده است، حال و هوای پاییز چگونه بوده است. اما پس از خواندن متوجه شدم میان پاییز ما و پاییز آن‌ها، چه بادها و باران‌ها و برف‌هاست که از میان رفته‌اند!

چراغ برق، از ادیسون تا تاجران اصفهانی

نام «ادیسون» برای ما که در آستانه ورود به قرن پانزدهم خورشیدی، کمی بیشتر از 100 سال است که اولین مولد 400 کیلوواتی تولید برق، به سال 1284شمسی، از روسیه به کشورمان وارد شده و بخشی از تهران را روشن کرده است می‌گذرد، نامی آشناست و کسی نیست که نشناسدش. اما برای مردمان هم عصرادیسون، در جغرافیایی کیلومترها دورتر از زادگاه او، این نام چندان شناخته شده نبوده است؛ به خصوص که در سال 1310 شمسی، وقتی که خبر درگذشت ادیسون در روزنامه اخگر منتشر می‌شود، تازه 4 سال است که اولین کارخانه برق اصفهان، توسط فضل‌الله دهش، ملقب به عطاء الملک (بنیان‌گذار کارخانه نساجی وطن که در ستون پیشین به آن پرداختیم،«اصفهان زیبا، یکم دی ماه 1399») 

ادیبی که مرزهای اصفهان‌پژوهی را ارتقا داد

جلال‌الدین همایی علاوه بر اینکه بر جامعه ادبی و ادبیات ایران منتی عظیم دارد، اصفهان‌شناسی را نیز مرهون کوشش‌ها و زحمات خود کرده است. در این مقاله ما به آخرین اثر چاپ‌شده او در حوزه اصفهان‌شناسی یعنی کتاب «جغرافیای اصفهان» او می‌پردازیم و از دریچه آن کتاب، نگاهی ژرف‌تر به مؤلف ارجمندش می‌افکنیم. جلال‌الدین همایی از عاشقان اصفهان بود. از سال فوت او (1359) تا به امروز هر ساله شخصیت وجودی او گسترده‌تر شده و ارزش علمی و وسعت دانش او بر همگان آشکارتر می‌شود. یک دلیل آنکه وقتی فوت کرد، نتوانست گنجینه دست‌نوشته‌ها و تحقیقات خود راجع به اصفهان را به چاپ برساند و بدین خاطر دختر او، ماهدخت بانو همایی در طی این چهل سال، با کوشش قابل‌تقدیر دست‌نوشته‌های پدر را تنظیم کرد و به چاپخانه سپرد و حدود ده جلد کتاب ایشان تحت نام کلی «تاریخ اصفهان» را انتشار داد.

زیستن روی صحنه در اصفهان

رضا عماد پیشکسوت تئاتر در اصفهان تجربه حضور در حدود 40 نمایش و چند سریال و سال‌ها همکاری با تئاتر سپاهان را دارد. او نوشتن متن و کارگردانی را هم تجربه کرده است. «چوب دست‌های ورزیل»، «پهلوان اکبر می‌میرد»، «داش آکل»، «پشت آب انبار خرابه» و «آخرشب اول صبح» برخی از مهم‌ترین اجراهای عماد در صحنه تئاتر است.  

اصفهان در مسیر «شهر تاریخی» شدن!

آیا می‌توانیم عبارت «شهر تاریخی» را برای اصفهان به کار ببریم؟ چشم‌انداز زیست این شهر چگونه «است» و چگونه «باید باشد»؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، این هفته با محمدعلی ایزدخواستی گفت‌وگویی انجام دادم.

حاشیه زاینده‌رود یا ساحل سِن (1)

«عصرها در حاشیه رودخانه، طرف باغ جنت، هیچ برای تفریح و تفرج می‌روید و آن مناظر زیبای عالم طبیعت را که دست قدرت پروردگار نصیب شهر اصفهان و ما ملت قدرناشناس کرده است، می‌بینید؟ آری کیست که آن دورنمای پل‌های مارنان و سی و سه چشمه با درختان سر در هم کشیده، بیشه‌های پهناور و آن امواج آب‌های رودخانه که این ایام تمام سطح بستر زاینده‌رود را پوشانده و زیباترین مناظر را در نظر ناظران جلوه‌گر می‌سازد، او را مجذوب خود نساخته باشد؟ همه کس طرف عصرها و حوالی غروب آفتاب در اثر کارها و مشاغل روزانه خود، خسته شده و میل دارد ساعتی را در گشت و تفرج گذرانده، دماغ فرسوده خود را با هوای روح‌پرور کنار رودخانه، از خستگی‌های روزانه دمی آسوده دارد. لابد شما نیز گاهی منفردا و گاهی با رفقای خود حرکت کرده، وارد چهارباغ شده و از آنجا به طرف باغ جنت سرازیر می‌شوید»(اخگر، شماره 96، فروردین 1308).

سه دهه «زنده‌رود» جاری در فرهنگ اصفهان

فارغ از شلوغی و همهمه مشتری‌های رنگارنگ و متنوع مغازه‌ها و واحدهای تجاری و اداری پاساژ پارسیان اصفهان، یک دفتر حقوقی در طبقه پنجم این مجتمع وجود دارد که مراجعان سه‌شنبه عصرهایش نه جنسی می‌خرند نه برای حل‌وفصل پرونده‌ای می‌آیند! مراجعان واحد 705 این مجتمع سه‌شنبه‌ها یک قرار مشترک دارند: گفت‌وگو و بحث‌وجدل بر سر فرهنگ، ادب و تاریخ.

شادی در قاب

شاید وقتی در کودکی آثار والت دیزنی را دردفترچه کوچکش کپی می‌کرد، والدینش مسیر جدی و پررنگی به‌سمت نقاشی را برایش متصور نمی‌شدند، اما علاقه به هنر و فضایی که صرفا با نقاشی می‌توانست تجربه کند، باعث شد در 50سالگی دنیای دیگری از رنگ، طرح و زیبایی بسازد و مخاطبانش را به نقشی دیدنی در ضیافت شادمانی مهمان کند. دنیای نــقـــاشـــی‌هــای شهـــریـــار صمصام، نقاش خودآموخته اصفهانی، دنیایی بداهه ساز، آزاد و رهاست. دنیایی ساده اما عمیق که آدم‌ها را به بودن در کنارهم و درک لذت زندگی دعوت می‌کند. دنیایی برای همین لحظه که در آنیم و این همان چیزی است که ما این روزها بیش از این‌ها کمش داریم.