برچسب تاریخ اصفهان

زیور دست جهان بودم مرا نشناختند

چهلمین سال درگذشت استاد جلال‌الدین همایی بهانه‌ای شد تا موسسه پژوهشی میراث مکتوب یکصد و بیست و نهمین نوبت از نشست‌های خود را به گرامیداشت این ادیب و دانشمند بزرگ معاصر اختصاص دهد. در این برنامه که به‌صورت مجازی و در صفحه اینستاگرام موسسه میراث مکتوب برگزار شد سه تن از بزرگان ادب و علم یعنی دکتر مهدی نوریان، دکتر محمد باقری و دکتر ماهدخت بانو همایی دختر علامه همایی درباره برخی آثار و همچنین زندگی پربار ایشان صحبت‌هایی را ایراد کردند. 

سربلندِ آزمون معلمی

آآآآآلووتو ژانتی آلووتو/ آآآلووتو ژوتو پل موره، فرانسوی‌ها این شعر فولکلوریک را که آن روز با صدای گروه پیشاهنگی هنرستان ابوذر طنین انداخته بود هنگام درویِ محصول در مزارع می‌خوانند. اجرایی که گروه فرانسوی یونسکو را غافلگیر کرد و به وجد آورد. فرانسوی‌ها یک‌صدا شروع کردند به همخوانی با ما، یک بیت ما می‌خواندیم یک بیت آن‌ها. مهندس محمود برنجی، مدیر هنرستان ابوذر بعدا به من گفت که آن روز اشک در چشمان مهندس حبیب نفیسی، پدر تعلیمات فنی‌وحرفه‌ای ایران حلقه زد، پس مرا در هتل عباسی فراخواند و گفت همین امشب تا من در اصفهانم پیشنهاد انتقال احمد رفیعیان را برای معاونت هنرستان ابوذر مطرح کنید؛ چراکه ما به تعلیمات فنی و حرفه‌ای بسیار نظر داریم و به مدیران و معاونانی نیازمندیم که بتوانند این تشکیلات را به‌خوبی اداره کنند.»

از حمزه اصفهانی تا سنای شیرازی

این روزهایی که آذرماه آغاز شده و سالروز تولد اصفهان است، یکی از بهترین کارهایی که می‌توان انجام داد، مطالعه درباره این جهانشهر است. مهم‌ترین کتاب‌ها درباره اصفهان نوشته حمزه اصفهانی در قرن دوم هجری قمری است.

نقاشِ نور و زندگی

یک اصفهانِ دیگر بود. سی‌وسه‌پل،‌ خواجو،‌ آدم‌های چهارباغ  و میدان کهنه و…، جمعشان جمع بود و درودیوار نگارستان با حضورشان زنده.شاید همین اصفهان رنگینِ قاب‌شده توی مغازه بود که با ترکیب عطر قهوه  و روی خوش صاحبش عصرها بعد از تمرین ارحام را به آنجا می‌کشاند. دیگران هم می‌آمدند، اما گالری سمبات خیلی‌وقت‌ها پاتوق ارحام‌صدر و عبدالحسین سپنتا بود. آنجا از پشت ویترین گالری سمبات سرکوچه فتحیه می‌توانستند به یک‌یک آدم‌های توی چهارباغ خیره شوند و داستان‌هایشان را برای هم تعریف کنند … می‌توانستند تا نیمه‌شب از شهری بگویند که همگی عاشقش بودند.آقای سمبات هم بین همین گپ‌وگفت‌ها طرح‌های تازه بزند. آدم‌ها را بیاورد به تابلو و داستانشان را از نو نقاشی کند. عروسی‌رفتن و خریدکردن و کارکردنشان را.

هفت میراث اصفهان، ملی شد

هفت اثر تاریخی واقع در اصفهان به تازگی در فهرست میراث فرهنگی‌تاریخی ملی ایران به ثبت رسیدند. طبق روال، عزت‌الله ضرغامی، وزیــــــر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که  به اصفهان سفر کرده بود، در هفت نامه جداگانه که از تهران خطاب به رضا مرتضوی، استاندار اصفهان،  صادر شد، مراتب ثبت هفت اثر واقع در استان اصفهان را پنجشنبه 9 دی ابلاغ کرد که از این قرار هستند:

ملاقات با شهروندان چوبی نصف‌جهان

«من هرگز درصدد ترسيم نقشه اصفهان برنيامده‌ام و آن را نكشيده‌ام، دورنمای آن را نيز جز آنچه در آغاز اين سياحت‌نامه آمده طرح نكرده‌ام، اما همين قدر می‌گويم كه… از هر سو بدان بنگريم، بسان جنگلی انبوه و پردرخت می‌نمايد كه از خلال درختان سر به آسمان كشيده‌اش چندين گنبد و مناره و گلدسته …جلوه‌گری می‌كند…» این جملات ژان شاردن است در توصیف باغشهر اصفهان. باغشهری که امروزه دیگر چندان خبری از آن نیست.

افتتاح پر از شگفتیِ موزه ملی هنرهای اصفهان

«نفسم بند اومد از دیدن آثار موزه. احساس کردم در پاریس هستم!»؛ این روایت یکی از موزه‌داران اصفهان بود بعد از حضور در افتتاحیه رسمی «موزه ملی هنرهای اصفهان». افتتاحیه موزه 14بهمن‌1400 با حضور رئیس بنیاد مستضعفان ایران، استاندار اصفهان، مدیرکل میراث فرهنگی استان و مدیران فرهنگی و هنری شهرداری اصفهان برگزار شد.

داستان سینما در اصفهان

روی جلد قرمز رنگ کتاب «سینما به روایت اصفهان» و زیر عنوان اصلی آن عبارت «یک پژوهش تاریخی تحلیلی» به‌چشم می‌خورد. این گزاره به روشنی رویکرد و جهت‌گیری نویسندگان کتاب برای بررسی پدیده سینما در نیمه اول قرن جاری در اصفهان را نشان می‌دهد. رویکردی که تعمدا با دورشدن از روایت غالب و نوستالژیک بررسی پدیده‌های فرهنگی در اصفهان، سعی در ترسیم نسبت میان جامعه مدرن شهر در دوره‌های پهلوی اول و دوم و هنر مدرنی چون سینما دارد و در این راه ارتباط میان ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و البته هنری جامعه اصفهان با سینما را مورد کنکاش قرار می‌دهد. به بهانه انتشار کتاب «سینما به روایت اصفهان» با نویسندگان این کتاب پژمان نظرزاده آبکنار، نفیسه باقری و مصطفی حیدری گفت‌وگو کردیم.