نوری در زمانهای بیفروغ
آیتالله زندکرمانی پیش از هرچیز سعی داشته است که با میراث و هویت اسلامی ما یگانه شود. او در این طریق روش احیا را در پیش میگیرد. برای همین مدرسه ذوالفقار را احیا میکند.
آیتالله زندکرمانی پیش از هرچیز سعی داشته است که با میراث و هویت اسلامی ما یگانه شود. او در این طریق روش احیا را در پیش میگیرد. برای همین مدرسه ذوالفقار را احیا میکند.
هنوز دو سه دقیقه مانده تا عقربههای ساعت به هشت صبح برسند. راهروهای بیمارستان کاشانی، در این ساعتهای اولیه صبح غوغاست و جای سوزن انداختن نیست: «تازه الان بیمارستان خلوت است! شب بیایید ببینید چه خبر است!» رفتوآمدها قطع نمیشوند و کادر درمان، فـرصـت سرخـاراندن ندارند. بیمارستان مملو از جمعیت است؛ جمعیت انبوهی از بیماران غیر کرونایی که در این روزها سرگردان شدهاند و تنها در بیمارستان کاشانی پذیرش میشوند. تخت خالی وجود ندارد و بیمارها مرتب در حال انتقال از اورژانس به بخش هستند تا بیماران بد حال که معمولا ترومایی هستند، منتظر خالیشدن تخت نمانند.
وقتی از اصفهان بین دو انقلاب صحبت میکنیم، مشخصا منظورمان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی است. دو مقطع از زمان که حرارت و پویایی شهر و مردمانش به اوج خود میرسد.
سربالایی بزرگراه شهید کشوری، منتهی به بلوار صفه، چند قدم آنطرفتر از بیمارستان الزهرا(س)، خودروها کیپ تا کیپ یکدیگر پارک شدهاند و جای خالی دیگری وجود ندارد. جمعیت زیادی در حال رفتوآمد به مرکز واکسیناسیون هستند؛ جمعیتی که بین آنها افراد جوان هم بهوفور به چشم میخورد. میکروفون مرکز با سرعت و پشت سر هم شمارهها را میخواند و حاضران نوبت به دست، تنها با فاصله چند ثانیه از هم به اتاق واکسن مراجعه میکنند. موجودی برای دوز اولیها فقط سینوفارم است. زن جوانی پشت گیت ایستاده و برای برخی از مراجعهکنندهها توضیح میدهد که در صورت داشتن هرگونه علائم هرچند خفیف تا زمان بهبودی، نباید واکسن بزنند. صندلیها با فاصله دو سه متری از همدیگر چیده شدهاند و تقریبا همه آنها پر هستند.
تازه آن روز فهمیدم روز دختر هم داریم. از در که رسید، از سلامگفتن و صورت شکفتهاش فهمیدم که مدرسه برنامهای داشته باب میلش. کیفش را همان دم در زمین گذاشت. جیب بیرونیاش را باز کرد …
وبــیــنــار آمــوزشــی تــیــتــرنویسی در رسانهها با حضور مجید رضائیان، دکترای تخصصی روزنامهنگاری، مدرس دانشکده خبر و دانشگاه علوماجتماعی و دانشگاه آزاد تهران مرکز و به همت فرهنگسرای رسانه وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان بهصورت مجازی برگزار شد. مجموعه هشتجلدی بررسی اطلاعات در خبر، مجموعه دوجلدی بررسی پیام در خبر، نظرسنجی درباره علل گرایش شهروندان تهرانی به اخبار رسانههای خارجی، پژوهش و مطالعه میدانی با تأکید بر رسانههای موفق در اروپا و تألیف کتاب تیترنویسی برای نخستینبار در روزنامهنگاری ایران با نگاهی متفاوت به تیتر؛ برخی از تألیفها و طرحهای مهم پژوهشی رضائیان است.
فرهنگسرای استاد همایی موفق به پرورش استعدادهای ورزشی برای کشور شده است و دغدغه فرهنگسازی آن سبب شده تا به یک فرهنگسرای خوب تبدیل شود.
همین اول کاری باید اعتراف کنم؛ هفت سال مستمر خبرنگار حوزه اجتماعی بودن، اصلا کار آسانی نیست. آدم از جنس فولاد هم که باشد، هرچقدر هم که عاشق و سرسپرده شغلش باشد، خیلی جاها کم میآورد و از پا میافتد و دلش یک جهان امنی را میخواهد تا در آغوشش پناه بگیرد؛ دنیایی که در آن آنقدر قدرت داشته باشد تا بتواند فرجام خوشی برای همه سوژههای گزارشهایش رقم بزند؛ یکی مثل سمیه 15ساله که به جرم قتل منتظر تقدیر چشمبهدر زندان دوخته، یا مثلا آرمان که شیشه عقلش را یکباره ربود و باعث شد روی پدر و مادرش چاقو بکشد. مادر مرد. پدر دیگر آن مرد سابق نشد و آرمان به حکم قاضی تا آخر عمر ساکن بخش کرونیک بیمارستان روانی شد، یا مثلا ملیکای پنجساله که زیر شکنجههای محمدجواد 40ساله تاب نیاورد و جان باخت، یا مثلا میلاد آروی که آتش وحشی سانچی، امان دیدن اولین فرزندش را نداد.