مرد عمل
فیلمهای بیوگرافیکال یا زندگینامهای که اقتباس از برهه یا کل زندگی یک قهرمان، پهلوان یا فرد مشهور باشد، در سینمای ایران کم نیست.
فیلمهای بیوگرافیکال یا زندگینامهای که اقتباس از برهه یا کل زندگی یک قهرمان، پهلوان یا فرد مشهور باشد، در سینمای ایران کم نیست.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که کرایه کردن لباس، روشی که مدتهاست بهعنوان یکی از راهحلهای مناسب برای غلبه بر بحران زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای صنعت مد مورد تعریف و تمجید قرار میگیرد، در حقیقت در مقایسه با دور انداختن لباس، عواقب و نتایج بدتری برای سیاره زمین دارد. این مطالعه که در یک مجله علمی فنلاندی با عنوان «نامههای پژوهشی محیطزیستی»1 منتشر شد، به سنجش و ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی ناشی از پنج روش مختلف برای مالکیت و استفاده کردن از لباس و دور انداختن آن پرداخته است که از آن جمله میتوان به کرایه دادن، فروش مجدد و نیز بازیافت پوشاک اشاره کرد.
سکانس ابتدایی فیلم، مخاطب را با مسئله مهاجرت غیرقانونی آگاه میسازد؛ با تصویر آشنایی که از قایق مهاجران در اخبار و روزنامهها بارها دیدهایم؛ مسئلهای که موضوع مهمی است؛ چراکه زندگی میلیونها انسان را در سراسر جهان درگیر خود کرده و دغدغه فیلمساز برای پرداختن به این موضوع قابلتقدیر است.
با ارتعاشات مثبت حال بهتری داریم و به آرامش میرسیم اما برای رسیدن به این سطح نیاز به راهکارهای مختلفی هست که به آنها دکتر مینا سپهری، روانشناس و مشاور خانواده اشاره میکند.
نام مسعود جعفریجوزانی با فیلمهای خوبی مانند «شیرسنگی» و «در مسیر تندباد» در یاد اهالی سینما برای همیشه بهیادگار مانده است. «بهشت تبهکاران» اما فیلمی نیست که بگوییم نام کسی را به یادگار میگذارد.
ساعت 30/10 صبح، روز سهشنبه، جلوی در ساختمان مصلا روز به نیمه نرسیده، آفتاب بیرحم میانه تیرماه، امان پیرمردها و پیرزنهای درحال رفتوآمد به مرکز واکسیناسیون مصلا را بریده. جلوی در ترافیک است و خودروهای زیادی پارک شده. چند دقیقه یکبار راننده تاکسی ترمز میگیرد و سرش را از شیشه بیرون میآورد و میگوید: «همینجا واکسن میزنند؟» دخترها و پسرها زیر بغل مادرها و پدرهایشان را گرفتهاند و به داخل مصلا میبرند و برای آنهایی هم که توان راهرفتن ندارند، ویلچر میگیرند. برخلاف خیابان مصلا و جلوی درب، ورودی و فضای منتهی به سالن بزرگ و وسیع واکسیناسیون بسیار خلوت است و خبری از همهمه و شلوغی نیست.
کلانشهرها روزبهروز بزرگتر و فربهتر و بهمراتب زندگی در آنها سختتر میشود. روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک با رؤیای یافتن زندگی بهتر و ایدئالتر شهر و روستای خود را ترک میکنند و راهی کلانشهرها میشوند؛ جایی که البته برای زندگی خیلی از مهاجرها ساخته نشده است و به ناچار آنها را روانه حاشیهها میکند؛ حاشیهای ناامن، اما ارزان که حداقل امکانات را هم برای ساکنانش فراهم نکرده است. نتایج پژوهشی تحت عنوان «تحلیل علل اقتصادیاجتماعی حاشیهنشینی در شهر اصفهان»، نوشته علی زنگیآبادی و اصغر ضرابی که به مطالعه و بررسی علل شکلگیری پدیده حاشیهنشینی در شهر اصفهان از دهه 1340 تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) پرداخته، نشان میدهد: «5/44درصد از پاسخگویان مناطق حاشیهنشین، مهاجر غیربومی بوده و 57.8درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی میکردهاند که اکثر اینان را میتوان در زمره راندهشدگان از متن به حاشیه نامید.
قربانعلی طاهرفر که در کارنامه کاریاش تعدادی تلهفیلم و مجموعه تلویزیونی دارد، با اولین فیلم بلند خود که بر اساس کتاب «آپاراتچی» نوشته روحالله رشیدی با برداشتی آزاد از خاطرههای جلیل طائفی اسدی ساخته شده است، در بخش آثار نگاه نو جشنواره فجر حضور دارد.