برچسب بیژن میرباقری

عشق گمشده 1383

زنی به نام سیما (با بازی بهنوش طباطبایی) در زندگی زناشویی‌اش به بن‌بست رسیده است. او تصمیم می‌گیرد برای خروج از بحران، مدتی را نزد پدر و مادرش (با بازی جمشید مشایخی و بهناز توکلی) و به دور از همسرش امیر (فرهاد مهادیان) بگذراند. در اینجاست که او با وقایع گوناگونی روبرو می‌شود و متوجه می‌شود که ریشه این همه مشکل، در گذشته است و او ناگزیر برای حل مشکلات، باید سفری به گذشته بکند ...

بیژن میرباقری: تصمیمی برای اکران «ناطور» نداریم

به گزارش سروش سینما، بیژن میرباقری کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر درباره برنامه‌ریزی برای اکران فیلم سینمایی «ناطور» که به تازگی پروانه نمایش آن از سوی سازمان سینمایی صادر شده است، توضیح داد: در حال حاضر هیچ برنامه‌ای برای اکران…

اکران خصوصی باکس فیلم‌های کوتاه «قرار» در موزه سینما

اکران خصوصی باکس فیلم‌های کوتاه «قرار» با حضور مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران، جمعی از سینماگران، بازیگران، فیلمسازان و هنرجویان برگزار شد و چهار فیلم کوتاه این باکس مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

یک اسم 1390

این فیلم راوی سرگذشت کسانی است که دست تقدیر روبروی هم قرارشان می‌دهد. پروین، ریحانه و لاله بی‌آنکه بدانند لحظه‌های زندگی‌شان به هم مربوط است، هرکدام باید بکوشند تا از طوفانی که ذهن و زندگی‌شان را دربرگرفته، سربلند بیرون بیایند.

رنج پنهان 1396

این سریال قصه جوانی به نام یوسف در دهه پنجاه را روایت میکند که به دلایلی دچار درگیری های مسلحانه میشود که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت. در سال ۱۳۵۳ در دانشگاه مرگ جوانی رخ می دهد و همین موضوع باعث شورش برادر و دوستانش می شود. بحرانهای آن سال و فضای سنگین این دوره به همراه شور جوانی، یوسف را وارد بازی پیچیده و سهمگینی می کند که خشونت و اسلحه تنها راهکار عملی او می باشد. در ادامه سریال کار به جایی میرسد که او باید مخفیانه در شهر تهران زندگی کند و این گونه روزگار را بگذراند.

صاحبدلان 1385

صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحاف‌زاده را روایت می‌کند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانه‌اش خودش و نوه‌اش، دینا وارد ماجراهایی می‌شوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شده‌است.

روز برمی آید 1385

در اسفند ۱۳۵۷، یک زن که سالها پیش از انقلاب در زندان بوده، به همراه همسرش که از انقلابیون است، به قصد استراحت به نقطه‌ای کوهستانی سفر می‌کنند. در این سفر آنها با مردی آشنا می‌شوند که زن معتقد است بازجوی وی بوده است.