برچسب بیتا سحرخیز

مهمانان ویژه 1390

داستان این مجموعه درباره مجید کشاورز،استاد جوان و موفق دانشگاه است که به تنهایی در طبقه بالای خانه آقای کیهانی (رئیس دانشگاهی که در آن تدریس می‌کند) زندگی می‌کند.پریسا دختر کیهانی دانشجوی مجید در دانشگاه است و علاقه‌ای بین آنها به وجود آمده است.مجید از او خواستگاری می‌کند. آقای کیهانی از مجید می‌خواهد که همراه خانواده خود آخر هفته برای مراسم خواستگاری به خانه آنها بروند و مشکلات مجید از همین جا شروع می‌شود.

ترانه مادری 1387

داستان در مورد دو برادر یتیم به نام‌های بهرام و پویا است. که یک برادر (فرخ، دایی برادرها) و خواهر (فرخنده، خاله برادرها) آن‌ها را به پیشنهاد مادرشان به فرزندی می‌پذیرند. پس از آن، اتفاقی بین شوهر فرخنده، برادر او و فرخ پیش می‌آید که موجب دوری خانواده‌ها از هم می‌شود. با گذشت ۱۵ سال از این ماجرا، مادربزرگ خانواده سعی در نزدیک کردن آن‌ها به هم دارد و سعی می‌کند با کمک کردن به پویا و بهرام تا هر دو در یک دانشگاه قبول شوند، زمینهٔ این نزدیکی را فراهم کند. این وسط، خانه‌ای که مادربزرگ برای ایجاد کانون اصلی این اتفاق‌ها در نظر گرفته، همان خانه‌ای است که به عنوان سهم دو برادر یتیم بوده و فرخ می‌خواهد با فروش آن، صاحب پول کلانی شود.

در کنار پروانه ها 1400

داستان سریال «در کنار پروانه‌ها» از آن‌جا شروع می‌ شود که مشکلاتی پی در پی، «رهی» را که از بیماری حاد قلبی در رنج است، به جوانی ناامید تبدیل کرده است. او برای نجات تنها دلخوشی‌ زندگیش که خواهرش است، طعمه نقشه‌ ای می‌ شود که…

ضامن 1387

رضا که به خاطر ضمانت دوست دوران بچگی‌اش به زندان افتاده با پرداخت شدن بدهی‌اش توسط زنی که نذر داشته از زندان آزاد می‌شود و به دنبال آن زن می‌گردد. دکتر آفاق که در بیمارستانی که لیلا زن رضا در آن نظافتچی است، کار می‌کند. متوجه قضیه زندانی شدن رضا می‌شود و به نمایشگاه آقای صمدی می‌رود و ماشینش را می‌فروشد قرض رضا را می‌دهد و پسرش ساعد که قاری قرآن است، سرطان حنجره دارد. رضا که ماشینی قسطی خریده آنها را به زیارت می‌برد اما خودش نمی‌رود. ساعد به او می‌گوید که خداوند هر که را دوست دارد بیشتر به او سختی می‌دهد تا ساخته شود .رضا هم پشیمان شده و به زیارت می‌رود

کامیون 1398

نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار می‌کند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحب‌خانه به دلیل مشکلاتی اثاثیه‌شان را به خیابان ریخته‌است، آشنا شده که این آشنایی زمینه‌ساز اتفاقات مختلفی در روند داستان می‌شود.

آچمز 1398

مصیب پس از چهل و پنج سال می‌فهمد که تنها فرزند خانواده نبوده‌است. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران می‌شود، اما خودش هم گمشده بزرگ‌تری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستان‌های پیچیده‌ای برایش به وجود می‌آورد که او را تبدیل به انسانی دیگر می‌کند.