برچسب بهمن اردلان

یک مرد یک شهر 1386

«اسماعیل مینوی» کارآگاه پلیس آگاهی است. بعد از سال‌ها با او تماس می‌گیرند تا برای تحویل بقایای پیکر برادر شهیدش به خرمشهر برود. اسماعیل راهی سفر می‌شود و در راه، نزدیک خرمشهر تصادف می‌کند؛ اما انگار این حادثه بهانه ای است برای کشف راز یک قتل.

بی تابی بیتا 1390

بيتا دختري است جوان که به تازگي در يک مطب دندانپزشکي به عنوان منشي، مشغول به کار شده است. همه چيز وفق مراد اوست تا اين که برخي ازبيماران به او تهمتهاي ناروايي مي زنند. امير که به عنوان دستيار دندانپزشک دل به بيتا بسته نمي تواند اين تهمتها را تحمل کند تا اين که...

درساژ 1396

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز، به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد.

یه حبه قند 1388

پسندیده (نگار جواهریان) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، 2خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...

شکلاتی 1395

این فیلم درباره کارخانه شکلات سازی است که به پارسای ۱۳ ساله ارث می رسد و پارسا با کمک دوستان خود سعی در اداره آن دارد.

اکسیدان 1395

نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر می‌کند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام می‌دهد.

شکستن همزمان بیست استخوان 1397

عظيم يه پناهنده افغان در تهران است که شب ها در شهرداري تهران کار مي کند. به عنوان برادر بزرگ خانواده، او به مادرش، برادرش فاروق و خانواده او کمک مي کند تا به صورت قاچاقي وارد آلمان شوند. اما در لحظه آخر فاروق در کمال شرمساري به او مي گويد قصد بردن مادرشان را ندارد. عظيم تصادفا متوجه مي شود که مادرشان نا 2 ماه ديگر از دنيامي رود و نيازمند پيوند است.در حالي که به دنبال عضو پيوندي براي مادرش است متوجه مي شود که ايراني ها به فرد خارجي از لحاظ قانوني نمي توانند عضو اهدا کنند و تنها فرد مناسب براي اين کار خودش است. حالا بايد بين جان خودش و مادرش يکي را انتخاب کند...

سونامی 1397

«سونامی» روایت‌گر داستان زندگی دو تکواندوکار ملی پوش به نام‌های مرتضی(با بازی بهرام رادان) و بهداد(با بازی مهرداد صدیقیان) است که وقوع حوادثی سرنوشت این دو را به یکدیگر گره می‌زند. استاد خسروی(با بازی علیرضا شجاع نوری) مربی باسابقه تکواندو پس از سال‌ها دوری از عرصه مربیگری تیم ملی، به دعوت سرپرست جدید فدراسیون تکواندو از آمریکا به ایران بازمی‌گردد؛ تعدادی از اعضای تیم ملی طی این سال‌ها ایران ترک کرده‌اند تا برای کشور دانمارک بازی کنند. خسروی که در المپیکِ سال 2012 لندن برای جلوگیری از مبارزه شاگردش؛ مرتضی با ورزشکار صهیونیستی به او گفته است: "باید ببازی"، پس از مصدومیت شاگرد جوانش بهداد؛ ملقب به سونامی، بار دیگر به سراغ شاگرد قدیمی‌اش مرتضی رفته و او را به تیم ملی فرا می‌خواند؛ دعوتی که آغازگر چالش‌هایی تازه در اردوی آماده‌سازی تیم ملی تکواندو است.