برچسب بهزاد مشایخ

برای یک زندگی معمولی (سلوک) 1400

داستان زنی برای رسیدن به خودش است، موقعیتی که نه تنها زنان ایرانی بلکه زنان بسیاری از کشورهای عربی هم با آن روبرو می‌شوند، آنها در بزنگاه‌هایی خود را متکی به مردها می‌دانند، در حالی که هیچ تکیه‌گاهی بهتر از خودشان ندارند.

برتا 1404

سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.

ترس و لرز 1388

این فیلم داستان مقابله نیروهای پلیس با یک قاتل زنجیره ای را به تصویر می کشد. در خلال بروز قتل های زنجیره ای در شهر که پلیس را مشغول خود کرده است اتفاق می افتد. هادی در گوشه دیگری از شهر خود را به عنوان یک قاتل معرفی می کند. در پی دستگیری هادی توسط پلیس، نوید به عنوان یک مامور جوان به دایره قتل آگاهی معرفی می شود. تحقیقات نوید از هادی بی فایده است. پلیس هیچ ردی از رضا، فرد کشته شده توسط هادی نمی یابد و ادعاهای وی را بی اساس و دروغین تلقی می کند. هادی به آسایشگاه روانی منتقل می شود.

تهران شهر عشق 1397

داستان بصورت یک فیلم اپیزودیک است و سه قسمت دارد که هر قسمت مربوط به یک فرد با داستانی مستقل است. این سه فرد عبارتند از «یک قهرمان بدنسازی سابق»، «یک منشی کلینیک زیبایی و لاغری» و «یک مداح مذهبی افسرده» هر کدام از این سه نفر به نوعی تمایل به عشق و ارتباط در تهران پیدا می‌کنند. با وجود آن که هر یک از این سه شخصیت دارای داستان مستقل و مخصوص به خود هستند اما هر سه داستان در یک موضوع کلی وجه اشتراک دارند. هر سه شخصیت با وجود آنکه سر و صدا و خودنمایی‌های بسیاری در ظاهر از خود نشان می‌دهند، اما در درون خود به شدت از احساس تنهایی رنج می‌برند...

سیاه چاله 1401

سیاه چاله داستان فردی به نام جمشید را روایت می کند که در شصت سالگی درگیر بیکاری و اجاره نشینی است. در شرایطی که جمشید بالاجبار راهی خانه پدری در خارج از شهر شده، از ماجرایی مطلع میشود که تصور میکند زندگی خانواده را بهبود خواهد بخشید ولی اقدام او تمام اعضای خانواده را وارد چاله ای بزرگ تر میکند.

بغض شیشه ای 1392

این فیلم داستان دختری است که به خواستگارش آرمان جواب منفی می دهد و به خارج از کشور می رود. بعد از مدتی با بازگشت به ایران، به دنبال آرمان می‌گردد و ...

هم سایه ها 1395

میلاد و مادرش به تهران آمده‌اند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدی‌شان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر می‌کنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش می‌کنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن می‌شوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی می‌مانند. ماجراهای همسایه‌های ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع می‌شود و…