به رنگ صدف 1375
روح میرزا علی اکبرخان که فردی متدین و معتمد است، پس از فوتش در خانه اش ظهور می کند. سوگول نوه او که دختری شیرین زبان و حساس است، به همه می گوید که علی اکبرخان نمرده و او همیشه او را می بیند ...
وکیل جوانی بعد از شکست در پروندهای جزایی متوجه میشود که قاضی پرونده شرایطی را برای نقض حکمی که خود داده ایجاد کرده است. در پیگیری که برای علت این موضوع انجام میدهد متوجه میشود که سرنخ تمام ماجراها به نوجوانی به نام فرزاد باز میگردد که در انشاء خود الگویی را برای بسط خوبی در جامعه طراحی کرده است و ...
ستاره سهیل ۳۰ سال زندگی اویس قرنی از شخصیتهای تاریخ صدر اسلام را روایت میکند، کسی که عشقی به محمد داشت، محبوبی که هرگز به دیدارش نایل نشد به حدی او عاشق پیامبر بود که عشق سلمه دخترک بادیهنشین یمنی به خود را نیز نمیدید و …
این سریال در فضای گیلان مقابل دوربین رفت و نگاهی به تاریخ ایران در دوران اوایل پهلوی دوم است. پس از باران روایتی انسانی از روابط ارباب و رعیتی بود. این سریال با موضوع قراردادن زندگی خانواده یک ارباب و حضور دختری با عنوان همسر دوم ارباب، شرایط جدید و مخالفتهای خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنین حضوری را نمایش میداد. در این سریال عشق همراه با ارباب بودن، و مظلومیت زنان دوم اربابان و قدرت اربابان و خانها را در گذشته میتوان دید. این سریال روایتی از دوران زندگی در زمان اوایل پهلوی دوم است و مشکلاتی که مردم متحمل میشدند.
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…
داستان سريال «دختري به نام آهو» درباره مردي به نام آقا مرتضي حشمت است كه چهار پسرش ازدواج كرده اند و تمام آنها صاحب پسر شده اند. آقا مرتضي كه خيلي دوست دارد نوه دختري داشته باشد به تكاپو مي افتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را كه به تازگي از سربازي آمده است، مهيا كند. اما آماده كردن چنين مقدماتي آنقدرها هم كه او فكر مي كند كار ساده اي نيست.
علاقه او به داشتن نوه دختري باعث بروز ماجراهاي بسياري در خانواده چهار پسرش مي شود. با وجود اتفاقاتي كه مي افتد آقا مرتضي همچنان در تلاش است كه پسر آخرش را با هر تمهيدي پاي سفره عقد بنشاند. چيزي كه ديگران به آن واكنش نشان مي دهند.
داستان این مجموعه در سه دوره گذشته، حال، آینده اتفاق میافتد. داستان این مجموعه از سال ۱۲۹۰ تا ۱۴۲۰ شمسی اتفاق میافتد. در مجموعه سایه سلطان زندگی شخصیت تاریخی به نام ظل السلطان، پسر بزرگ ناصرالدین شاه و والی مستبد اصفهان، روایت و فضای ۱۲۰ سال پیش و سالهای آینده به تصویر کشیده میشود؛ جایی که بشر به فناوریهای پیشرفته و شگفتانگیز دست یافته است.در اين سريال ظل السلطان طى حادثه اى از سال ١٢٩٠ به صد سال بعد (زمان حال) سفر مى كند و...