حکایت میرزا یحیی 1374
هانی بن عروه از محبان علی (ع) در کوفه زندگی می کند. مسلم بن عقیل به عنوان نماینده امام حسین(ع) و به دلیل بیعت مردم کوفه در خانه هانی ساکن می شود. عبیدالله بن زیاد، جاسوسی به خانه هانی می فرستد تا از اوضاع باخبر شود.یاران امام حسین(ع) آماده رزم می شوند و از طرف عبیدالله بن زیاد، مرتب مورد تهدید قرار می گیرند. در این میان عدهای از یاران دستگیر شده و سرکوب می شوند؛ تعدادی هم پیمان شکنی کرده و از هانی میخواهند که از حمابت امام حسین(ع) دست بردارد.جاسوسی به عنوان دوست وارد خانه هانی می شود و اطلاعات را به عبیدالله بن زیاد می رساند و با دسیسه هانی را به دیدار عبیدالله می فرستد و در این ملاقات به هانی تهمت می زنند که قصد کشتن عبیدالله را داشته و وی را به دار می آویزند…
این سریال داستان زندگی شیخ مفید، فقیه قرن چهارم هجری است.
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
سامشا که حالا پادشاه شده، همراه با ملک خاتون، شمس وزیر، قشون سالار و دیگر خدم و حشم معمول پادشاهان از جمله تلخک دربار، برای تفرج، شکار و خوشگذرانی به اصفهان میآید.
حاکم دست نشانده سامشا در اصفهان که دور از چشمان سامشا میخواهد پادشاهی را از آن خود کند، با طراحی پیشکار خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و کدخدای کولیباد را به دارالحکومه دعوت کرده تا با جلب حمایت آنها طرح خود را عملی کنند. معلوم میشود که خواجه نعمان با غرق شدن کشتیهایش در مسیر هند ورشکسته شده و کدخدای کولیباد هم آن سلحشور و جنگجویی که تصور میکردند نیست.
قاصد پادشاه سر میرسد که سامشا در انتظار پیشواز حاکم در نزدیکی اصفهان اردو زده است و بنا به خلقیت خاصش و عادت دوران راهزنی هنوز بیابان نشینی و چادرنشینی را به کاخنشینی ترجیح میدهد و به این جهت کنار رودخانه زاینده رود اردوگاهی برایش علم میشود، حاضر نیست وارد شهر اصفهان شود. حاکم و پیشکار عاجز و درمانده که نقشه پادشاهی را چه کنند و…
سرگرد احمد ثنایی، افسر عالیرتبه آگاهی است که با حضور سروان رحیمی، سروان صبا، ستوان بوشهری و ستوان منادی گروه تجسسی را تشکیل میدهد. سروان رحیمی، سابقه شغلی بالایی دارد و در آستانه بازنشستگی است، سروان صبا تنها افسر زن گروه است و نامزدش با شغل او بهعنوان یک زن در دایره جنایی مخالف است. ستوان بوشهری و ستوان منادی نیز افسران جوانی هستند که به تازگی از شهرستان به تهران منتقل شدهاند. پروندههای مختلفی به این گروه ارجاع داده میشود و سرگرد ثنایی و سایر اعضای…
داستان این سریال دربارهٔ زوجی به نام اکبر عالیمقام (با بازی پرویز پرستویی) و مینو خیرخواه (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که دارای چهار فرزند و صاحب رستوران بزرگی در تهران هستند. مصاحبه مینو در تلویزیون موجب اختلاف این دو نفر میشود و تصمیم به جدایی از هم میگیرند؛ که این موضوع سرآغاز اتفاقات گوناگون میشود ...
در يكي از بنادر جنوب صيادي به نام عاشور بزرگ ترين مرواريد را صيد مي كند. سودجويان و دلالهاي مرواريد درصددند تا مرواريد را از چنگ او درآورند. بين عاشور و دلال ها نزاع سختي در مي گيرد. عاشور ناخواسته يكي ازآن ها را به قتل مي رساند و به همراه همسر و فرزندش مي گريزد . دلال هاي مرواريد با اجير كردن فردي به تعقيب او مي پردازند. اهالي روستاي ساحلي ابتدا با عاشور همدردي مي كنند و سپس همراه او بر ضد باند دلالان و سودجويان مي شورند.