برچسب بهروز افخمی

«روباه» را ساختم چون از فیلم‎های افسرده این روزهای سینمای ایران خسته شده‎ام/ قبل از جریانات اخیر هم از خانه سینما ناامید بودم؛ قرار بود کار صنفی کنند نه کار سیاسی!

پیش از آنکه خانه سینما تعطیل شود من به این نتیجه رسیده بودم که این دستگاه تبدیل به یک حزب شده است و دیگر یک دستگاه صنفی نیست. خوب عملا تعطیلی و بازگشایی آن هم به یک ماجرای سیاسی تبدیل شد و من از آن موقع تا به حال هیچ علاقه‌ای نداشته‌ام که بدانم در خانه سینما چه اتفاقی می‌افتد؛ چه موقعی که تعطیل بود و چه موقعی که بازگشایی شد.

«روباه» آبروی جشنواره را خرید؛ آقای افخمی! ممنون که برای مردم فیلم می‌سازید/ بازگشت فیلمفارسی‌وان و تم «خیانت» به سینمای ایران

«روباه» البته ادامه‌ی مسیر درستی است که ]«ابوالقاسم طالبی» در «قلاده‌های طلا» پیمود؛ اما از بد حادثه، «قلاده‌های طلا» بیش از آنکه به عنوان فیلمی حادثه‌ای شناخته شود، به علت پیوند با حوادث جنجالی سال 88 برچسب سیاسی خورد. به همین سبب، بعد حادثه‌ای –جاسوسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفت. اما حالا، سینمای جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت سال‌ها از ساخت فیلم جاسوسی و مترقی «روز شیطان»، صاحب یک اثر قابل دفاع دیگر در این ژانر مغفول مانده شده که می‌شود با سینه‌ی ستبر از آن دفاع نمود.

چرا مسئله هسته‌ای اصلی‌ترین مسئله‌ی کشور و فرعی‌ترین سوژه‌ی سینماست؟/«روباه»؛ در مسیر سینمای عامه‌پسندِ داستانگوی قهرمان‌محور

بنابراین به حاشیه رفتن اساس سینمای حادثه‌ای و تمام زیرمجموعه‌هایش، طبعا یکی از نتایج چنین سیاستی بود. سیاستی که حالا پس از سه دهه شاید بتوان ماحصلش را بصورت محسوس و عینی دید. سینمای بی‌مخاطبی که به هیچ یک از مسائل مهم کشور واکنش نشان نمی‌دهد و دیده شدن توسط مردم هم اساسا برایش مهم نیست و تنها در فکر بردن دل جشنواره‌هاست و آخرین خروجی‌هایش در جشنواره گذشته صدای اعتراض خود شبه‌روشنفکران را هم درآورد.

برادر نتانیاهو در خیابان‌های تهران/فیلمی که در اوج مناسبات هسته‌ای توسط دولت، بایکوت شد

این هم از شگفتی‌های نوع برخورد دولتمردان با عرصه فرهنگ است که برای موفقیت در حوزه کاری خودشان، یک محصول هنری را نفله می‌کنند. کافی است تا تعداد سالن‌هایی که به فیلم «روباه» اختصاص یافته است را با فیلم‌هایی که همزمان درحال نمایش هستند مقایسه کنیم تا به عمق این فاجعه بهتر پی ببریم.

«شلاق»ها برای چه به صدا در می‌آیند؟/ داستان هفت: از نود سینمایی تا مجله خانواده سبز!

پایان این ماجرای طولانی، اما هر چه باشد، حتماً نشانه‌ای روشن از میزان تحمل آرای مخالف توسط روشنفکران مدعی آزادی بیان خواهد بود. مخصوصاً وقتی جواب نقد، با درخواست «شلاق زدن» پاسخ داده می‌شود. یادمان باشد که طرفداران این روزهای برنامه‌ی «هفت»، وقتی «جیرانی» آنها را متهم به داشتن تفکرات کمونیستی کرد، تنها درخواست مناظره داشتند. اما این روزها، مخالفان هفت که موافقان آن روزهای «جیرانی» بودند، درخواست شلاق زدن برای «فراستی» دارند.

منتقدی که کارش روابط عمومی فیلم‌هاست، ناگهان ‌شلاق دستش می‌گیرد!/ من طرفدار انقلاب اسلامی هستم/ نقدم بر «محمد(ص)» را آقای خامنه‌ای خوانده و گفته‌اند «این نقد جدی است»

اگر نقد در بگیرد که خوشبختانه در گرفته است، دکان کیف‌کش‌ها را می‌بندد، دکان روابط عمومی‌چی‌ها را که اسم منتقد روی خودشان گذاشته‌اند می‌بندد. نقد در کنار مخاطب است، در کنار فیلمساز نیست. نقد روابط عمومی فیلم نیست.