چهارشنبه 22 بهمن 1393 16:50 ساعت
«روباه» البته ادامهی مسیر درستی است که ]«ابوالقاسم طالبی» در «قلادههای طلا» پیمود؛ اما از بد حادثه، «قلادههای طلا» بیش از آنکه به عنوان فیلمی حادثهای شناخته شود، به علت پیوند با حوادث جنجالی سال 88 برچسب سیاسی خورد. به همین سبب، بعد حادثهای –جاسوسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفت. اما حالا، سینمای جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت سالها از ساخت فیلم جاسوسی و مترقی «روز شیطان»، صاحب یک اثر قابل دفاع دیگر در این ژانر مغفول مانده شده که میشود با سینهی ستبر از آن دفاع نمود.
مهدی آذرپندار-گروه فرهنگی رجانیوز: روز آخر وقت خوبی است برای یک اعتراف. باید اعتراف کنم هیچ گاه جشنوارهای با این حد از کیفیت نازل را تجربه نکرده بودم. جشنوارهای که به مدد اتفاقات اکران سال 93 و 92، مضمون فیلمهایش تا حدی کنترل شده بود، اما شلنگ تختههای کارگردانانش روی پرده نه! فیلمسازان جشنوارهی سی و سوم به جز چند نفر مثل «مصطفی کیایی»، «وحید جلیلوند»، «ابوالحسن داوودی»، «بهروز افخمی» و «مسعود جعفری جوزانی»، «هاتف علیمردانی» و «عبدالحسین برزیده»، فیلم نساخته بودند که تعدادی تصویر خوش آب و رنگ را کنار هم گذاشته و آن را سینمای هنری نامیده بودند. اصلاً انگار قصهگویی در سینمای ایران، به یک تابو تبدیل شده که نباید به سراغ آن رفت و جالب انکه مردم با انتخابهای خود و برگزیدن سه فیلم تماماً قصهگوی ریتم تند به عنوان بهترین فیلمهای مردمی، انزجار خود از سینمای ضد قصهی هنر و تجربه را دارند فریاد میزنند. اما آیا کسی هست که این فریاد را بشنود؟
به گزارش رجانیوز، در کنار معضل قصهگویی، مسئلهی تکرار متعدد تم خیانت یا توهم خیانت و البته تم تجاوز و روابط نامشروع در فیلمها، از دیگر مولفههای پررنگ سینمای ایران در سال 94 خواهد بود. چنانکه فیلمهایی مثل «ارغوان»، «خانهی دختر»، «مرگ ماهی»، «دوران عاشقی»، «عصر یخبندان»، «رخ دیوانه»، «بهمن»، «کوچه بینام»، «نزدیکتر» و «چاقی» هر کدام با رویکرد خاص خود و به فراخور در پیرنگ اصلی یا خرده پیرنگهای داستانی خود، حاوی روایتهایی از خیانتهای زناشویی هستند و البته در غالب موارد، این خیانت محکوم و ختم به خیر شده است، اما به هر حال میتوان گفت که «خیانت» دوباره به موضوع اصلی سینمای ایران تبدیل شده است و این ایرادی نیست که متوجه فیلمساز باشد، بلکه این مدیر است که با نگاه منظومهای، مانع فراگیر شدن تم خیانت و امثال آن در فیلمها میشود. به ویژه آنکه مثلاً کارگردان فیلمی چون «رخ دیوانه» و یا «عصر یخبندان» و یا حتی «چاقی» میتواند ادعا کند که خیانت را در فیلمش کاملاٌ محکوم کرده و راست هم بگوید. حالا جای انتقاد از چه کسی است؟
