برچسب بهرام ابراهیمی

گارد ساحلی 1388

یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند. وقتی او را نمی‌یابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه می‌کنند و از آن لحظه به بعد پیگیری‌های استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع می‌شود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس می‌شود مشخص می‌شود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آن‌ها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بسته‌بندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آن‌ها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او می‌کنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بوده‌اند در جاده برگشت به تهران به دره‌ای پرتاب می‌کنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا می‌شود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته می‌شوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته می‌شود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.

مارپیچ (هفت رنگ) 1400

مردی در میان سالی همچنان از عواقب رفتارهای بد خود متنبه نگردیده و همواره بنا به دلایلی مشکلاتی را برای خود و خانواده بوجود می آورد و در این رهگذر با معضل بزرگی روبرو می گردد که برای اثبات آن به دردسرهای گوناگونی گرفتار می گردد.

یه گوشه دنچ 1390

«یه گوشه دنج» داستان زمانه‌ای است که دردهایی ناشناخته انسان‌ها را دربرمی گیرد، زمانه‌ای است که بهانه‌هایی ناخواسته خانواده‌ها را به چالش می کشد. داستانی است از دردهای ناخواسته و بهانه های ناشناخته، زوجی جوان و هنرمند، در چنبره این زمانه به چالشی سخت کشیده می شوند، حوادثی که آنان را به سوی تاریک رابطه می کشاند اما... .

حوالی پاییز 1397

این سریال داستان عاشقی نامتعارف جوانی ایرانی («مهران» با بازی حسین مهری) به دختری عرب («ساره» با بازی بازیگر لبنانی آن ماری سلامه) را روایت می‌کند؛ این دو باهم ازدواج می‌کنند و قصه این سریال در ادامه و با سفر دو پسر خانواده به حج، گوشه ای از درد و رنج خانواده شهدای منا را در حج خونین سال ۹۴ به تصویر می‌کشد.

بلندگوهای افسانه ای 1387

نوجواني 12 ساله به نام پويا مدام در حال دروغ گفتن و انجام كارهاي بد است تا اين‌كه از طرف يكي از دوستان خانوادگي، صندوقچه‌اي به دست پويا مي‌رسد كه پس از مدتي، ميكروفن و بلندگوهاي داخل آن جان مي‌گيرند و زنده مي‌شوند تا به پويا و دوستانش كمك كنند تا دست از كارهاي ناشايست خود بردارد.

آخرین دعوت 1387

آخرین دعوت، سریالی درام، خانوادگی و ماجراجویی است که زندگی یک استاد دانشگاه به نام یوسف زمانی‌فر را روایت می‌کند. او نماینده سابق مجلس بوده و طی سفری کاری برای پیدا کردن اسنادی عازم زادگاهش در غرب کشور می‌شود اما در حادثه‌ای دچار سانحه شده و در جریان سریال آخرین دعوت بعد از به هوش آمدن در بیابان متوجه می‌شود به سال 60 هجری برگشته و سر از کوفه درآورده است و واقعه عاشورا نیز در شرف وقوع می‌باشد تا این که اتفاقاتی خارج از تصور رخ می‌دهد؛ این اتفاقات درونمایه اصلی سریال را تشکیل می‌دهد.

همه بچه های من 1387

داستان زندگی زن میان‌سالی‌است با بازی مهرانه مهین ترابی، که استاد دانشگاه است و زندگی حرفه ای موفقی دارد ولی علی‌رغم مجرد بودنش برای همه فرزندان خواهران و برادران و حتی پسر همسایه حکم مادری مهربان را دارد.

شادروان 1400

شادروان به دردسرهای یک خانواده پس از فوت ناگهانی پدرشان می‌پردازد. خانواده آنها که در حاشیه شهر زندگی می‌کنند درآمدی جز فروش سبزی ندارند و حالا با درگذشت پدرشان ماجراهای تازه‌ای برایشان به وجود می‌آید.